چند خبر فاميلی
ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٧   کلمات کلیدی:

در این شماره آپادانا حاوی چند خبر فامیلی است که متاسفانه برخی از آنها خبرهای خوشی نیست  :

                    « حاج آقا حسین المدرس (سید العراقین ) 1386 -1314  » 

با خبر شدیم که متاسفانه حاج آقا حسین المدرس در پی یک بیماری نه چندان طولانی غروب روز شنبه 20 مرداد ماه ، مصادف با روز مبعث پیامبر گرامی اسلام ، در اصفهان در گذشته اند . خانواده سید العراقین درست روز قبل از آن یعنی جمعه 19 مرداد به رسم هرساله مراسم یادبودی به احترام پدر و عموی بزرگوارشان آقایان حاج آقا مصطفی سیدالعراقین ( متوفی 19 مرداد ماه 1362 ) و حاج آ قا  مهدی میرعمادی ( متوفی 19  مرداد ماه  1363 ) برگزار کرده بودند .

 ایشان چهارمین پسر و تنها فرزند مرحوم آقای حاج آقا مصطفی سید العراقین بودند که تحصیلات حوزوی داشتند و به کسوت روحانیت در آمده بودند. سال ها امامت جماعت مسا جد سیدالعراقین و قصر منشی را داشتند.

بسیار بی آلایش و ساده زیست و بدور از تجملات و های وهوی زمانه زندگی را بسر بردند . درستکاری و خلوص ایشان شناخته شده بود . یادم میاید در حدود سال 1360 چند روزی به اصفهان رفته بودم و یکروز به همراهی برادرزاده ایشان آقای مهندس عبدالرضا المدرس نماز ظهر و عصر را به جماعت همراه سایر مومنین در مدرسه پاقلعه و به امامت ایشان بجا آوردیم . وقتی در تهران شرح آنروز را برای مادرم خانم بتول نعمت اللهی تعریف کردم ، گفتند که نماز آنروزتان بسیار درست بوده است چون به ایشان  اقتدا کرده اید .

در این سال های اخیر از درد پا رنج میبردند بطوریکه حرکت بسیار برایشان دشوار شده بود معذلک حتی الامکان  در اغلب گرد همایی های فامیلی در اصفهان حضور می یافتند و دارای روحیه ای  شاد و کلامی آراسته به طنز بودند . در گذشت ایشان را حضور برادران بزرگوارشان آقای حاج آقا محمد ، حاج آقا محمود و مهندس عباس المدرس ، خاندان سیدالعراقین و همه فامیل تسلیت میگوییم .

با در گذشت ایشان آ خرین فرد از سادات پاقلعه ملبس به جامه روحانیت از میان ما رفت ، و اینجا نکته ای  درمورد استغنای روحی فامیل ما وجود دارد و آن این است که ظرف بیست سی سال گذشته هیچ یک از فرزندان این خاندان ، علیرغم سوابق  خانوادگی و نیز احتمال دست یابی به قدرت و مال و منال ، تمایلی به تحصیلات حوزوی از خود نشان نداده اند .

بی اختیار بیت زیبایی  از حافظ به ذهنم رسید  که تفسیر و یافتن مصداقش را به  عهده خود خوانندگان میگذارم.

           یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد                  آنکه یوسف به زر ناسره بفروخته بود. 

                           ******************************************************

« خیر مقدم به زایران خانه خدا » 

در ماهی که گذشت خانه خدا میهمان دار دو زوج جوان از بستگان ما ، آقای احمد خاتون آبادی و همسرشان خانم مهندس فاطمه نعمت اللهی و نیز آقای مهندس رضا مدنی و همسرشان خانم معصومه نعمت اللهی ( خواهر خانم نعمت اللهی فوق الذکر ) جهت انجام فرایض حج عمره  بود . به همگی ایشان این  توفیق را تبریک  گفته و بازگشت سلامت ایشان را به میان خانواده به خودشان و خانواده های نعمت اللهی ، خاتون آبادی و مدنی خیر مقدم میگوییم و امیدواریم که برکات این سفر عرفانی در طول زندگانی همیشه همراهشان باشد . 

                            ****************************************************  

« دعای خیر بدرقه راه مسافران کربلا » 

با خبر شدیم که نویسنده ، پشتیبان ، و مشوق وبلاگ فامیلی ، خانم طاهره مدنی ، در معیت خواهر ، مادر ، و خاله گرامیشان عازم زیارت کربلا شده اند. برایشان سفری  سلامت ، بی خطر و پر از برکات روحانی  ، آرزو میکنیم.   

                            ****************************************************  

« فقدانی دیگر ، خانم عزت السادات مدنی پور1386 -131۲   » 

خبر آنقدر غیر منتظره بود که نتوانستم باور کنم و چون منبع خبر خیلی هم  با دقت آنرا گزارش نداده بود ، امیدوار بودم که اشتباه باشد .ولی متاسفانه صحت آن تایید شد .

خانم عزت ربانی (صدر زاده ) همسر آقای حسن مدنی پور و مادر خانم ها طاهره ، مریم ، سپیده و سعیده مدنی پور ، در منزل خود در کرج بواسطه یک بیماری طولانی ولی پنهان، بدرود حیات گفتند و در روزیکشنبه ۲۸ مرداد در گورت به خاک سپرده شدند . 

درباره ایشان میتوان اینطور گفت که ناملایمات زندگی را با آرامش و فروتنی ، سکوت و  بردباری از سر گذراندند و زندگی خویش  را تماما  وقف خانواده شان کرده بودند . تحمل ماه های اسارت همسرشان در زندان های سیاسی شاه  در سال  ۱۳۴۲از جمله این  ناملایمات بود . بخاطر میاورم کودکی خردسال بودم که همراه مادرم در آن ایام برای دلجویی به دیدارشان رفته بودیم . منزلشان در آن هنگام خانه ای حیاط دار واقع در خیابان گرگان تهران بود. نگرانی درونی ایشان در پس آرامش ظاهری ،  آشکار بود . در گذشت ناگهانی و غمناک برادر فرهیخته شان مرحوم احمد صدرزاده که یادش گرامی باد در سا ل 1382 ، پیش آمد بسیار تلخ و ناگواری بود که تحمل آن برایشان بیگمان سخت و دشوار بوده است .

 یاد این همسر ، مادر فداکار و خویشاوند گرامی را عزیز میداریم و برای بازماندگان ایشان طلب صبر میکنیم.

                                                                                                     محمد مدنی