یاد یاران یاد باد : از محمد مدنی : آپادانا تیر ماه 1394
ساعت ٤:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٥   کلمات کلیدی: طاهره میرعمادی

یاد یاران یاد باد

خانم طاهره میرعمادی  وفات 22/12/ 93

خانم قدسی نعمت اللهی  وفات 27 / 1/ 94

آقای امیر عباس نعمت اللهی  وفات 10 /2/ 94  

خانم دکتر بتول جذبی  وفات 15 / 2 /  94  

و آخرین

آقای دکتر جمشید مجاهد زاده ( همسر خانم دکتر دره جذبی )  وفات  26 / 3 / 94

بدین سان کاروان سالار مرگ  در فاصله کمی بیش از سه  ماه  5  تن از خویشاوندان عزیز ما را در سنین مختلف و با سوابق متفاوت یا بدون سابقه بیماری از میان ما همراه خویش برده است و ما را با یاد ایشان بر جای گذاشته است و  ما در برابر خواست قادر مطلق  جز تسلیم و رضا چه چاره داریم  ؟

یاد این بزرگواران را عزیز میداریم و نیکی هایشان را به یاد میاوریم و برای بازماندگان نزدیکشان ، صبر و آرامش قلبی آرزو می کنیم .

 

خانم طاهره میرعمادی  ( 3 / 7 / 1318 -  22 / 12 / 1393 )

ایشان نخستین فرزند مرحوم حاج آقا ابراهیم میر عمادی و حاجیه خانم رقیه سادات  بودند . در سال 1334 با پسر عمویشان آقا محمد ا لمدرس  فرزند مرحوم حجت الاسلام حاج آقا مصطفی معروف به سید ا لعراقین ازدواج کردند . قاعدتا ٌ ایشان در آن موقع در حدود 16 سال داشته اند و باید سال سوم دبیرستان را تازه به پایان رسانده باشند .

تصور میکنم ایشان از اینکه تحصیلشان نیمه تمام مانده است ، نمی توانستند خرسند باشند . در همه عمر نشان دادند که به آموختن علاقه بسیار دارند.

فرزند سومشان را داشتند که به واسطه علاقه ای که به آموختن نقاشی داشتند . در حدود شش ماه نزد  یکی از چیره دست ترین نقاشان مناظر اصفهان مرحوم " سمبات درکیورغیان "  در آتلیه نقاشیش واقع در خیابان چهار باغ اصفهان تعلیم دیدند . از ایشان نقاشی های آبرنگ زیبایی که حاصل آن دوران است ، به یادگار مانده است .

یکبار پسرم  میر عماد ازیشان پرسیده بود چگونه شما به عنوان یک زن  در محیط سنتی و مذهبی خانواده  که حتی خود نقاشی در دیدگاهشان عملی مذموم و غیر شرعی محسوب میشد به چنین کاری دست زدید . ایشان در جواب گفته بودند من همواره هر کاری را که درست میدانستم انجام میدادم و از احتمال مخالفت ها باکی نداشتم و در این راه از پشتیبانی همسرم همواره برخوردار بودم .  

حاصل ازدواجشان چهار دختر بود . که با یاری همسر ارجمندشان که در همه امور پشتیبانشان بود همه را تا  رسیدن به بالاترین مدارج تحصیلی همراهی کردند . و همگی منشاء خدمات موثر به اجتماع و همنوعان می باشند .

دختر بزرگ ایشان طیبه خانم که همسر برادر من آقای دکتر احمد مدنی هستند . درجه لیسانس مهندسی کشاورزی خویش را از دانشگاه جندیشاپور اهواز دریافت کردند  . این نکته مهمی است که در آن سالها خانم طاهره خانم و همسرشان با تحصیل دخترشان در یک شهر دور از اصفهان مخالفت نکردند .

فرزند دیگرشان خانم دکتر نجما مدرس پزشک متخصص کودکان از دانشگاه های اصفهان و شیراز هستند  و در اصفهان به در مان فرزندان این مرز و بوم اشتغال دارند . ایشان همسر آقای دکتر علیرضا نعمت اللهی جراح و متخصص ارتوپدی هستند.  

دیگر دخترشان مرضیه خانم ، دارای درجه دکترای علوم آزما یشگاهی از دانشگاه شیراز و اداره کننده یک واحد آزمایشگاه پزشکی در خطه اصفهان هستند . همسر ایشان جناب آقای مهندس حسین حسینی از صاحب منصبان شرکت کارخانه های فولاد مبارکه اند.

و کوچکترین فرزندشان خانم دکتر زهرا المدرس ، پس از اخذ  لیسانس در دانشگاه های ایران ، تحصیلات خود را تا حصول درجه دکترای شیمی از دانشگاه لیدز انگلستان ادامه دادند که شرحی از مراسم و روز دریافت این مدرک قبلا ٌ، در آپادانا درج گردیده است .

ازسال 1380 که پدر ارجمندشان آقای حاج آقا ابراهیم میرعمادی به علت بیماری بستری شدند تا زمان فوت آن مرحوم در سال 1384 ، عاشقانه از پدر پرستاری کردند . پس از آن خودشان بیمار شدند و در عین حال از همسر گرامی خود که علیرغم روحیه شادشان بیمار و کم توان شده بودند با تمام وجود و پروانه وار مراقبت میکردند . پس از در گذشت همسرشان  در آبان ماه 1392 زمان زیادی نگذشت که آثار بازگشت بیماری خودشان ظاهر شد . بیماری که وجودشان را فرسوده میکرد و نهایتا  در سحرگاه 23 اسفند 1393  رخت به سرای باقی کشیدند . یاد شان همواره گرامی است .

برادرم دکتر احمد مدنی قطعه شعری  در رثای ایشان سروده اند که در جمع خانوادگی خوانده شده است :

مهر و محبت ز تـو اندوختیم        صبر و تحمل ز توآموختیم

از تـو خریدیم گذشت و وفـا                  فخـر به ایـثار تو بفروختیم

اخگری از مشعل مهر تو بود                شـعلۀ عشقی اگر افروختیم

لیک چوگردون ره دیگرگرفت               راه تـو را با مـژه گان روفتیم

دیدۀ خونـبار پر آمال خویش                  بهر شفای تو به در دوختیم

حیف که گردون سریاری نداشت            هرچه سرخویش به درکوفتیم

        در غم فقدان جگر سـوز تو                  طاهره جانم، بخدا سوختیم

نظریات خوانندگان :

 

یکشنبه، ۴ مهر ۱۳٩۵  - ۱۱:۴۴ ‎ب.ظ
با سلام و درود، جناب آقای مدنی، در وبلاگ شما یادی از روانشاد دکتر جمشید مجاهدزاده شده است که بنده از طریق جستجو در گوگل آن را یافتم. من در دوره کودکی بارها برای معالجه به ایشان مراجعه کرده ام و پزشک محبوب من بودند. خبر فوت ایشان به شدت بنده را متاثر کرد. از انجا که ایشان مدت مدیدی طبابت نمی کردند و شهرری را نیز گویا ترک کرده بودند دیگر هیچ خبری از ایشان نداشتم تا این خبر اندوه بار را خواندم. اگر لطف کنید و به نحوی آدرس مزار ایشان را به من بدهید از شما بی نهایت ممنون و متشکر خواهم بود.
نویسنده:سعید قاسمی نیا[http://www.baghenazar.blogfa.com