عکسها خاطرات نکته ها : از : محمد مدنی : آپادانا مهر - آبان 1388
ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٥   کلمات کلیدی: خونه نو ،دکتر ابراهیم نعمت اللهی ،رضا ازهر ،علی مدرس

عکس ها ، خاطرات و نکته ها

 

عصر روز دوشنبه به دیدار خانمدای دکترم رفته بودم ( همسر دایی مرحومم دکتر ابراهیم نعمت اللهی ) همینطور که در مقابلشان نشسته بودم در پشت سر ایشان روی طبقات دکور عکسی توجهم را جلب کرد. آنرا از نزدیک نگاه کردم. تصویرمرد  و زنی شاد را در دل یک مزرعه نشان میداد. مرد بی شک داییم بود در حدود 40 سال پیش. عکس های زیادی را از ایشان متعلق به  سالهای متفاوت زندگیشان  دیده بودم. ولی این زن کیست ؟ چند ثانیه گذشت تا دریابم خانمی که درعکس میبینم همین خانمی هستند که اکنون روبرویم نشسته اند .

یک جور آرامش و عشق و شادی در تصویر موج میزد که از صفحه مسطح عکس برمیخاست و بر روح و ضمیر من اثر میگذاشت .

این عکس را در آپادانا مصور قرار میدهم تا ببینید آیا همین اثر را بر شما هم میگذارد؟

هم چنین در پشت عکس یادداشت جالبی از خانمدای را دیدیم که خودشان بخاطر نمی آوردند کی آنرا نوشته اند ( احتمالا پس از فوت آقای دکتر در 1360 ) در صورت اجازه ایشان این یاد داشت را هم که یک دنیا شور و عشق و غرور و تعصب در آن است ، برای مشاهده شما در آپادانا مصور میگذارم. 

 

بیاد میاورید که در شماره گذشته شرحی از دیدار خودم و اخوی را با جناب آقای امیر عباس نعمت اللهی در منزل ایشان "خونه نو " نوشته بودم. در پی این دیدار از جناب آقای صفا نعمت اللهی در مورد تاریخچه "خونه نو" که زادگاه ایشان و محل سکونتشان تا زمان ازدواجشان بوده است، پرسیدم . ایشان شرح جالبی  در این زمینه همان موقع پشت تلفن بیان کردند. که چند روز بعد با ارسال یک عکس و یک شرح مکتوب آنرا تکمیل کردند. این عکس تاریخی را هم لطفا در آپادانا مصور ببینید. از محبت صفای عزیز یک دنیا سپاسگزارم.  

آقا صفا  اینطور نوشته اند : "خونه  نو" درحدود 200 سال قبل بصورت یک مزرعه بوده  که حضرت آقا میرمحمدهادی بمبلغ شش تومان (60 قران) خریداری مینمایند. بترتیب سمت غرب (اوروسی و اطا قها) و بعدا سمت جنوب و بعدا قسمت حیا ط خلوت و طویله درسمت شرقی این ملک ساخته میشود. شمال این زمین یک قسمت باز و مسطح مهتابی مانند ( جوره تراس) بوده که بعدا جهت عروسی حضرت آقا میرزاعباس بنا میگردد ( هزینه ساخت این قسمت توسط بی بی ماه بیگم همسر مرتضی قلی خان بختیاری که از جمله مریدان ایشان بوده است تقبل میشود ) و مجموعا میشود "خونه نو" .

حالا برای تخمین قدمت ساخت "خونه نو" کمی وارد محاسبه میشوم . میدانیم که سال وفات آقا میر محمد هادی 1311 قمری بوده است که معادل 1272 شمسی است با این فرض که ایشان 72 سال عمر کرده باشند و در سی سالگی اقدام به خرید و ساخت خانه برای خود کرده باشند، سال احداث نخستین ابنیه میشود حدود سال1230  شمسی یعنی در حدود  160 سال پیش .

آقای میر زین العابدین در سال 1361 شمسی در 84 سالگی به رحمت ایزدی پیوستند و تنها فرزند مرحوم آقا میرزا عباس بودند . بدینترتیب سال ساخت قسمت های شمالی مجموعه در حدود 1275 شمسی (چند سالی قبل از تولد ایشان) بوده است.  

  در شماره اردیبهشت 1388  آپادانا مقاله ای به یاد بود شادروان ملک خانم شریفی نوشته بودم و نام فامیلی همسرشان را به صورت " مدرسی " ذکر کرده بودم . آقای دکتر حسین نعمت اللهی که همواره مرهون دقت و توجه ایشان به درستی مطالب منتشره در آپادانا بوده و هستم تذکر دادند که نام فامیلی درست " مدرس " است و به این ترتیب باب تحقیق را گشودند. مدتی به دنبال یک سند اداری و رسمی بودم که مشتمل بر نام مرحوم " آمیز علی آقا " باشد. تا بخاطر آوردم که ایشان به همراه عمو ضیاء مدرسپور شهود ازدواج اینجانب     بوده اند و موقع ثبت نامشان یقینا دفتردار با رویت شناسنامه مشخصات صحیحشان را در عقد نامه ما درج کرده است. پس با یاری مادر همسر گرامی، خانم زهرا مهدوی که عقد نامه نزدشان است به این سند مراجعه و مشخصات شناسنامه ای را چنین مشاهده کردم :  

علی مدرس خاتون آبادی ، فرزند عبدالجواد ، صادره از حوزه 4 اصفهان ، متولد 1299، شناسنامه 6888

خداوند همه رفتگان را بیامرزاد!

گفتنی است که سابقه لطف  حسین جان به بسی سال های دور برمیگردد . در مرور " آپادانا " شماره 146 مورخ 25 آمرداد 1343 به این جمله برخوردم :

آقای حسین نعمت اللهی     تهران

پیشنهادات شما بسیار جالب بود. در آینده نزدیک از پیشنهادات شما استفاده خواهد شد.

ولی توضیح بیشتری در این مورد در دست و همچنین در یاد نیست.

  خیلی دلم میخواست میتوا نستم وبلاگ مصور را به عکس های جدید مثل عکس عروس و داماد هایی که در خبرهای شماره قبل از آنها نوشتم نیز مزین میکردم ولی گویا جوانان امروز گرفتار محظوراتی هستند، که جوانان قدیم از آن بی خبرند. به هرحال آپادانا مصور آراسته  به تصویر چند عروس و داماد قدیم و یک کا رت عروسی جدید شده است که " بوی گل را از چه جوئیم از گلاب ! "

ایمیل بسیار دلگرم کننده ای از آقای مهندس رضا ازهر ساکن آمریکا در یافت کردم که همراه آن سه قطعه عکس تاریخی فامیلی برایم فرستاده بودند . در پی در خواست من افراد حاضردر عکس ها را که به جا نیاورده بودم معرفی کردند، عکس جدید خود و دخترشان را هم فرستادند، که بابت همه اینها ازیشان تشکر میکنم . رضای عزیز همه فامیل ترا به خاطر دارند و سلام میرسانند و خواستار خوشی و سلامتیت هستند.

 

Saturday, November 14, 2009 8:11 AM

 

Dear Mohammad,  

 

It is always a pleasure to receive and read your Apadana!  Thank you.

 

I was looking through my old pictures and came across a few that I thought you might enjoy. 

 

Good old times!

 

Please give my best to … and all friends and family who knew me and still remember me.

 

Best wishes,

 

Reza

 

                             ارادتمند همیشگی شما

                                        محمد مدنی

                   مشاهده تصاویر