حکایت آمدن میر عماد به اصفهان : از کتاب نور الابصار : آپادانا اسفند 1388
ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٥   کلمات کلیدی: سید حسین خاتون آبادی ،میر عماد الدین ،میرزا محمد علی مدرس ،شاهمراد

 

              بخش دیگری از کتاب نور الابصار

نوشته میر سید حسین خاتون آبادی

اندر باب مسافرت و مهاجرت میر سید حسن نقیب از مشهد ببلده قم

گفته شد خراسان دچار قحط و غلا شده بود و ازبکها سد طریق زوار گردیده و موجب نا امنی شده بودند و نیز گفته شد که در سال 950 در اثر نفوذ میرزا عبدالکریم و ضعف حال میر سید حسن نقیب تولیت به طور کلی از دست این سلسله خارج شده بود .

میر سید حسن نقیب ( فرزند جلال الدین ، فرزند میر سید مرتضی ، فرزند سید حسن نقیب مهاجر از مدینه ) چون وضع خود را دگرگون دید و کار اعاشه خود را سخت و دشوار ملاحظه می نمود عازم مهاجرت ببلده طیبه قم شد و با بستگان خود در سال یکهزار و یازده (1011 ) حرکت نمود .

میر سید حسن شهر قم را وطن  محسوب می نمود ودر قم خود را دارای سوابقی روشن می دانست و مکرر در مواقع سختی که گاهی با پسران و بسنگان مذاکره می نمود چنین می فرمود که ما در قم دارای سوابقی طولانی هستیم و چون اهالی قم با حوالات ما پی ببرند ما را مورد همه گونه عزت و حرمت قرار خواهند داد زیرا ابو عبدالله معروف به حسین القمی دارای سابقه درخشانی است و اگر مردم بدانند که ما از نسل و نژاد او هستیم ما را کافی خواهد بود .

در اینجا ناچاریم مختصری از شرح ابوعبدالله حسین القمی از نظر روشن شدن اذهان مسطور داریم که این سابقه از چه سالی در قم ایجاد شده است و اتکا میر سید حسن نقیب به حسین القمی از کجا بوده .

در تاریخ قم تالیف حسن بن محمد بن حسن قمی : که در سال سیصد وهفتاد و هشت هجری به عربی تالیف و در سال هشتصدو پنج و هشتصد و شش حسن بن علی بن حسن بن عبد الملک آن را به فارسی ترجمه نموده در صفحه 229 چنین متذکر شده است : از سادات نزیل قم : محمد بن علی بن محمد بن علی بن عمر بن الحسن الافطس است  واز محمد بن علی نزیل قم دو فرزند به وجود آمدند : ابوالحسین احمد و ابو عبدالله حسین. مادر ایشان دختر حسن بن علی بن عمر بن الحسن الافطس بوده . ابو عبدالله حسین مدتی در قم بود و در آنجا وفات نمود ( 373 ق ) و فرزندانش به بغداد رفتند و از بغداد به مدینه معاودت نمودند و حسن بن الحسین که یکی از فرزندان ابوعبدالله بود به قریه خورزن که از توابع قم بود رفت و در آنجا ساکن شد و چند نفر از فرزندان او به بلخ رفتند و اعقاب آنها را برطله گویند و در آنجا اعقاب آنها زیاد شدند.

میر سید حسن نقیب بن میر حسین شمس الدین نزیل خراسان که جد میر سید حسن نقیب مهاجر قم است بدوازده فاصله به ابو عبدالله حسین القمی می رسد و از این راه خود را دارای سوابق می دانست و عازم قم گردید و خلا صه پس از 5 ماه مسافرت با فرزندان خود با بیم و اضطراب به قم وارد و قصد اقامت در قم را نمود ند ولی آنچه قبلا به آن متکی بودند و فکر می نمودند تمام نتیجه به عکس بخشید لکن چاره ای هم جز استقامت در مقابل نمی دیدند و چند سالی با کمال سختی روزگار به سر بردند تا در سال یکهزار و هجده ( 1018 ) در قم وفات یافت و در صحن قم مدفون گردید.

اندر باب آمدن میر عماد الدین به دار السلطنه اصفهان

باز برگردیم به اصل مقصود : در سال یکهزار و پنج که اصفهان رسما پایتخت شد مردم از هر شهرستان و بلاد رو به این شهرستان آوردند تا آنکه جمعیت این شهر به دو میلیون وپا نصد هزار رسید. در آن موقع مرکز شهر و قسمت آباد اصفهان محله های باب الدشت و جوباره و طوقچی و میدان قدیم . حدود مسجدجامع بود . فرزندان میر حسن نقیب چنانکه گفته شد پس از آنکه با پشت گرمی و استظهار تمام به قم آمدند و عکس آنچه فکر می کردند جلوه گر شد لذا عازم اصفهان شدند ودر سال یکهزار و بیست و یک (1021 ) به اصفهان آمدند و به طوریکه گفته شد میرحسن را چهار پسر بود . پس از فوت میر حسن دو پسر کوچکتر که مجدالدین و عمادالدین بودند به اصفهان آمدند ودر محله باب الدشت که محله پرجمعیت اصفهان بود وارد شدند و هر دو نفر با اینکه هنوز در سن شباب بودند ولی عالم به فنون و علوم معموله عصر خود بوده و هر دو مجرد و هنوز هم ازدواج نکرده بودند .

ورود این دو نفر سید جوان در محله باب الدشت و گردش آنها در کوچه ها هر ناظری رااز مسافر بودن و تازه واردی آنان آگاه می کرد .

تاجری به نام میرزا باقر که در باب الدشت ساکن بود به قصد رفتن منزل در راه با آنها تلاقی ووضع آنان را دریافت و با اصرار این دو برادر را به منزل برد و محلی در خانه خود برای آنها تعیین نمود . پس از یکی دو روز رفع خستگی روزها در اطراف مدارس شهر به گردش بودند و در حوزه های درس طلاب شرکت و در بین مباحثات ، مقام علمی خود را نمایان و در بین فضلا شهرتی بسزا پیدا نمودند و طولی نکشید که به تقاضای طلاب حوزه های متعددی تشکیل دادند و مورد توجه بزرگان و علما واقع شدند .

میرزا باقر تاجر میزبان سادات چون با حوالات آنان پی برد دختر خود را به طوریکه در روزگار قدیم متداول بود برای بقا و دوام آنها نذر برسید می نمودند به عقد میر عماد الدین در آورد . میرزا باقر را برادری بود که به پیروی از نیت برادر دختر خود را به میر مجد الدین ازدواج و از آن روز این دو برادر دارای خانواده شدند و هریک جداگانه به زندگی پرداختند ولی روزها در محاضر درس اغلب با هم بوده و حوزه های مباحث آنها مرتبا برقرار بود .

در سال یکهزار و بیست وپنج هجری (1025 ) در شهر اصفهان مرض طاعون شایع گردید و مردم به هر طرف متواری گردیدند . از جمله میرزا باقر که دارای املاک و مقداری از جورت و خاتون آباد و آنحدود را داشت با خانواده و عائله و داماد و دختر بدان سمت حرکت کرد مدتی به طور موقت و بعد در همان جا مقیم شدند و میر عماد الدین نیز در همان محل حوزه درس را تشکیل داد و عده ای از طلاب علوم که علاقمند به درس او بودند به خاتون آباد رفتند . میرزا باقر چون علاقه طلاب را دید مدرسه ای بنیان کرد و خاتون آباد دارای عنوانی شد .

میرمجد الدین که در اثر شیوع طاعون بحدود برزان ( شمال غربی اصفهان ) رفته بود و در آن محل مقیم شد که اولاد و احفاد و ذراری او هم اکنون فامیلی تشکیل داده اند که بیشتر آنها اهل علم و از پیشوایان آن حدود هستند و تا به حال به مناسبت خویشاوندی و فامیلی ارتباط کامل برقرار است و مدرسین و فقها با تقوای کامل در بین آنان به وجود آمده که موجب سرفرازی و افتخارند . میرزا باقر در سال یکهزار و سی و دو در خاتون آباد فوت نمود و در همانجا در قبرستان جورت مدفون گردید . میر عماد الدین پس از فوت میرزا باقر مجددا مدرسه دیگری بنیان کرد و حمامی نیز به نام ایشان بنا گردید و رسما مقیم خاتون آباد شد .

میر عماد الدبن شبها برای عبادت به دامنه کوه جورت می رفت و پس از ادای فریضه صبح از آنجا مراجعت می نمود و همان محلی است که اکنون مزار شریفش در آنجا است . در سال 1320 قمری ( 1281 شمسی ) حاجی میرزا محمد علی مدرس فرزند حاجی میر معصوم که در این موقع رئیس و بزرگ این فامیل جلیل بود روی آن را بقعه ای بنا کرد و در سال یکهزار و سیصد و هشتاد و چهار قمری مطابق یکهزار و سیصد و چهل و سه شمسی هجری فخر الاقطاب آقای میرزا زین العابدین نعمت اللهی فرزند مرحوم آقای میرزا عباس نعمت اللهی روحه الله روحه الشریف آن بقعه را که رو به انهدام بود تعمیر کافی فرمود و چهار دهنه اطراف آن را با کاشی های معرق و آجر و سمنت محکم نمود امید است که سالهای متمادی وجود او که سبب افتخار فامیل است با عزت و شرافت و عظمت پایدار بماند و دعای مادر حق ایشان باجابت مقرون گردد .

میر عماد الدین را سه پسر بود : میر محمد اسماعیل که در داخله جورت مدفون می باشد و مشهور به شاهمرا د است و اکنون کاملا مورد توجه عام و خاص آنحدود است و از مزار شریف ایشان عموم استجابت دعا و شفای بیماران خود را خواستار و آزموده و مجربست. دوم : میر سید علی که در جنب تربت پدر عالیقدر خود مدفون و نسبت بقبور اطراف خود دارای قبر ممتازی است .

این دو نفر هردو دارای اولاد و احفاد وذراری بسیارند که در اصفهان و جورت و خورا اسکان و ده حق و در حدود شمال ایران رشت تنکابن – ابهررود – لنگرود کرمانشاه و قزوین وعده ای در هند و بمبئی و شیراز و جرقویه و آباده و قسمت عمده در پایتخت متفرق اند که طالبین را به کتاب اغصان طیبه راهنمایی می نمایم . فرزند سوم میر عماد الدین به نام میر عماد الدین ثانی  در جوار شاهمراد و در یک بقعه مدفون است. میر عماد الدین ثانی را عقبی نیست و چون بعد از پدر متولد شده به نام پدر نامیده شده است .

نسبت میر عماد الدین تا حضرت امیرالمومنین ( ع )

میرعماد الدین محمد – اول کسی است که از قم به اصفهان وارد شده است فرزند میر سید حسن نقیب فرزند میرجلال الدین نقیب متولی آستانه قدس رضوی فرزند امیر سید مرتضی سبط سلطان حسین میرزا با یقرا و متولی آستانه حضرت ثامن الائمه علیه آلاف التحیه فرزند میر سید حسن نقیب السادات سهر سلطان حسین میرزا با یقرا و متولی آستانه قدس و وزیر سلطان حسین میرزا و اول کسی که از مدینه طیبه به تقاضای سلطان حسین میرزا به ایران وبه مشهد وارد شده است فرزند میرحسین شمس الدین نقیب النقبا، سادات حسینی در مدینه منوره فرزند میر علی شرف الدین فرزند میر سید محمد مجد الدین فرزند میر حسن تاج الدین فرزند میر حسین شرف الدین فرزند میرعماد الشرف امیر الکبیر در مدینه طیبه فرزند میر سید عباد فرزند میر محمد فرزند امیر حسین فرزند امیر محمد فرزند ابو عبدالله حسین القمی فرزند امیر سید علی برطله فرزند امیر محمد المدعو بعمر الاکبر فرزند میرحسن الافطس فرزند حضرت علی اصغر فرزند سید الساجدین علی بن حسین بن علی بن ابیطالب علیه السلام الله الملک الغالب.

یادآوری : نقل مطالب کتاب نور الابصار جهت آشنایی خوانندگان با تحقیقات خویشاوند ارجمندمان مرحوم  آقای آزاد صورت پذیرفت و الزاما به معنای تایید صحت همه اطلاعات مندرج در آن نمی باشد .( آپادانا )