نیایشگاه حضرت میر عماد : مصاحبه با مهندس میر عمادی : آپادانا خرداد - مرداد 1389
ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٢   کلمات کلیدی: بقعه میر عماد ،مهندس ابوالحسن میر عمادی

    

 

نیایشگاه امامزاده میر عما د

گزارش مصاحبه با مهندس ابوالحسن میرعمادی

 

عصر روز سه شنبه 18 اسفند 1388 بود که پس از پایان ساعات کار اداری فاصله محل کارم در خیابان طالقانی را به مقصد شرکت مهندسین مشاور تینا فرآیند

( دفترکار مهندس ابوالحسن میرعمادی) می پیمودم تا شنوای روایت ایشان از داستان ساخت آرامگاه " میرعماد"  نیای بزرگوار همگیمان که به فرزندیش می بالیم باشم. فضا از عطر اشتیاق نوروز و بهاری که آرام آرام از راه می رسید پر شده بود.

دفتر مهندس میرعمادی در ساختمانی یک طبقه و درمحله ای  آرام واقع شده بود . دیوارها ، روی میزها پوشیده از عکس ها ، طرح ها و نقشه ها از بناهای مختلف است.

و در میان این طرح ها ، نقشه ها ی طرح توسعه حرم حضرت امیر المومنین در نجف، طرح حرم حضرت امام حسین و حضرت ابوالفضل در کربلا و نیز طرح بازسازی حرم عسگریین در سامرا نیز به چشم می خورند.

نظریا ت و ایده های مهندس میرعمادی در مورد مجموعه های مذهبی را به نقل از مصاحبه ایشان با مجله " زندگی ایده آل " قبلا در آپادانا شماره اردیبهشت 1388 آوردیم .

در کارنامه کاری مهندس میرعمادی از همان سالهای نخستین شروع فعالیت حرفه ای ،  مرمت و تعویض گنبد یحیی بن زید در گنبد قابوس، مجموعه میر بزرگ در آمل، چهار پادشاه لاهیجان، عمارت بادگیر در کاخ گلستان ، طراحی چشمه عمارت سعدیه در شیراز و دهها ساختمان تاریخی در نقاط مختلف کشور و نیز در سالهای متاخر تر طرح ساخت امامزاده علی اکبر چیذر را می بینیم. لذا ایشان از نظر عملی و نظری نیز در زمینه بناهایی که سابقه تاریخی و کارکرد اعتقادی -  مذهبی دارند صاحب سابقه هستند.

پشت میز کاری بزرگی که در سالن قرار دارد می نشینیم و پس از نوشیدن جرعه ای چای ، مهندس میرعمادی در مورد تاریخچه  ومراحل ساخت بنای جدید آرامگاه میرعماد اینطور سخن را آغاز می کند:

 

" اندیشه و فکر بهسازی آرامگاه میرعماد در حقیقت ایده و خواست بابا بود ( مرحوم آقای دکتر کاظم میرعمادی 1381 – 1291 ) تقریبا هر موقع که من و برادرهایم ( دکتر مهدی و مهندس رضا )  به اصفهان و به دیدارپدر و مادر می رفتیم این حرف را مطرح می کردند که : " شما با امکانات و توانایی هایی که دارید چرا کاری برای سر و سامان دادن به مزار جدتان نمی کنید . "

 

اجازه دهید من نگارنده این چند جمله را از خاطرات خود نقل کنم  مرحوم آقای دکتر میرعمادی اعتقاد و علاقه قلبی زیادی به آقای میرعماد داشتند. از ایشان شنیده بودم که : " فامیل ما با داشتن جدی چون میرعماد که جامع اخلاق و دین و معنویت و عرفان بوده است ، از انتساب جستن به هر پیشوای روحانی و معنوی دیگری بی نیاز است. "

بین سالهای 1366 تا 1374 محل کار من و فرزندشان مهندس ابوالحسن میرعمادی در طبقات مختلف یک ساختمان و در دو سازمان مختلف بود . ایشان که بزرگ ما بودند هر وقت به تهران میامدند و احیانا به محل کار پسرشان سر میزدند حتما سراغ مرا هم میگرفتند و با نهایت بزرگواری و محبت فامیلی برای اینکه جویای احوال شوند خود به دیدارم میامدند ، حتی اگر برای چند دقیقه بود .  

پدر ایشان مرحوم آقای حاج میرزا عبد الکریم میرعمادی در سال 1344 بنا به وصیت شخصی در گورت و درجوار مزار میرعماد و در کنار یکی از فرزندان میرعماد " میر سید علی " به خاک سپرده شدند. صفه ای که هم اکنون مزار ایشان و میر سید علی فرزند آقای میرعماد و نیز از سال گذشته آرامگاه  شادروان سرهنگ سیدعلی میرعمادی (1388 – 1296 ) را در بر گرفته است ، نیز طراحی و کار آقای مهندس ابوالحسن میرعمادی است که در هنگام در گذشت پدر بزرگشان دانشجوی معماری دانشگاه ملی ( شهید بهشتی امروز ) بودند. خواهش شخصی من از جناب مهندس میرعمادی است که سنگ مزار پدر بزرگ خویش را که اکنون فرسوده و خطوط آن ناخوانا شده است را امر به ترمیم و نوسازی دهند.

در آن موقع ( 1344 ) این امری نامتداول بود. شاید بیش از سیصد سا ل میشد که هیچیک از اولاد میرعماد در گورت بخاک نسپرده شده بودند. گورستان عمومی اصفهان تخت فولاد بود و هریک از افراد فامیل که در اصفهان و حتی گاه در تهران در می گذشت را برای دفن به تخت فولاد می بردند. سا ل ها بعد در حدود سال 1365 بود که شهرداری اصفهان تدفین در تخت فولاد را کلا ممنوع اعلام کرد  و از آن موقع بود که گورستان جدید اصفهان (باغ رضوان) رونق گرفت و خویشان ما نیز دامنه کوه گورت را برای دفن در گذشتگا نشان برگزیدند و سکوهایی که اکنون آرامگاه و مزار عزیزان در گذشته مان است به همت مرحوم آقا محمد علی مدرس زاده و آقای حاج اکبر آقا نعمت اللهی سامان یافت.

 

آقای مهندس میرعمادی در ادامه صحبت هایش می گوید : بالاخره چون علاقه و اصرار پدر را بر این امر دیدیم . تصمیم گرفتیم که به طور جدی وارد این کار شویم . و این در حدود سالهای 78 – 1377 و چندین سال قبل از در گذشت پدر بود . از همان ابتدا متوجه شدیم که به دلیل عدم شناخت اهالی گورت از ما ،شورای اسلامی گورت پیش شرطی را برای اجازه احداث نیایشگاه مطرح نمودند. بدین عنوان که حسینیه ای در محل گلزار شهدای گورت در ضلع جنوبی مقبره به هزینه  ما ساخته شودو پس از مدتی که احتمالاً اهالی در مورد نسبت ما با حضرت میرعماد تحقیق نمودند موافقت بدون شرط خود را در یکی از اعیاد مذهبی که به گورت رفته بودم اعلام نمودند و انصافاً تا پایان کار از حمایت و پشتیبانی پروژه دریغ نکردند.

 

طرح و نقشه اولیه ای برای بنا تهیه کردم و در سفری که به اصفهان رفته بودم آن را به نظر بابا (آقای دکتر کاظم میرعمادی ) رساندم . ایشان علاقه مند بودند که این طرح را به همراهی ایشان به نظر مجمع فامیلی برسانم و راجع به طرح برایشان توضیح دهم . البته خودم فرصت همراهی با پدر را در این جمع نیافتم . ولی پدر موافقت کلی بزرگان خویش و قوم ها را با این ایده و نقشه جلب کرده بودند.

   } از بزرگان قوم که در آنوقت طرح را دیده و موافقت کلی خود را اعلام نموده بودند مرحوم آقای آقا محسن نعمت اللهی و آقای حاج آقا ابراهیم میرعمادی بودند.‍ {

 

وقتی که پدر فوت شدند (روز چهارشنبه 21/9/81) ، قرار بود که پیکر پدر در کنار بابا جان ( حاج میرزا عبدالکریم میر عمادی ) به خاک سپرده شود وحتی قبر هم روی سکوی باباجان کنده و آماده شده بود.

در آن موقع  برادر بزرگم ( دکتر مهدی میرعمادی ) در راه ایران بودند. صبح پنجشنبه ساعت 5 بود که به تلفن منزلمان در اصفهان زنگ زدند و گفتند اهالی گورت پافشاری می کنند و بر این نکته اصرار می ورزند که آقایی که اینقدر برای احداث این بنا دل سوزانده است  باید در جوار جدش آقای میرعماد به خاک سپرده شود ( در آن هنگام فقط پی و قسمتی از دیوارهای جانبی آرامگاه ساخته شده بود ).

 

زیربنای ساختمان نیایشگاه در حدود 140 مترمربع است و ارتفاع بنا در حدود 17 متر است.  این بنا دارای یک فضای مربع شکل (گنبد خانه) و فضای الحاقی محراب در سمت قبله و ایوان ورودی مقابل قبله متصل به فضای مربع شکل است (بنای کوشکی). گنبد بصورت دوپوش ساخته شده و بر روی دیوارهای پیرامونی که حدود 9 متر ارتفاع دارند قرار گرفته است. ارتفاع گنبد داخلی از کف گنبد خانه 12 متر و ارتفاع گنبد بیرونی حدود 17 متر است. این بنا گنجایش بیش از یکصد نفر را برای اقامه نماز و مراسم مذهبی داراست .

 

هزینه ساخت بصورت مشترک و مساوی توسط من و برادرانم آقای دکتر مهدی میر عمادی و مهندس رضا میرعمادی تقبل و پرداخت شد. علاوه بر پرداخت سهمیه مالی ،  من آرشیتکت ، ناظر و مجری افتخاری طرح نیز بودم .

کتیبه سر در بنا نیز با توجه به نیت و خواست پدر که در حقیقت بانی بنا ایشان بودند و خانواده ایشان که ما بودیم و از نظر مالی و تدارکاتی اجرای طرح را پشتیبانی کردیم، در برگیرنده نام ماست و این در مقایسه با  بناهایی مشابه امری غیرمعمول و غیر معقول نیست .

نام آقای حاج جعفر زمانی که از معماران با سابقه اصفهان است و بدون یاری او ساخت این بنا با کیفیت فعلی امکان پذیر نبود نیز بر این کتیبه نوشته شده است .

 

در مورد تخریب بنای چهارطاقی باید مقدمه ای  بیان کنم . در قرون اولیه اسلامی ساختن قبه و بارگاه بر سر مزار در گذشتگان و بزرگان مرسوم نبود و بلکه مذموم شمرده می شد چون شائبه شرک با پرستش خدای یگانه را پیش می آورد .

اندیشه ساخت آرامگاه با شکوه برای تجلیل از در گذشتگان همراه قبایل مهاجم ترک و ازبک و از شرق ایران وارد و به تدریج در این نوع مزارها در سمرقند و بخارا شروع و سپس در کل شهرهای ایران رایج شد و در ابتدا به صورت این سوال مطرح شد که آیا جایز است که مسجدی برای عبادت خدا ساخته شود و در درون و یا کنار آن نیز مقبره ای جهت بزرگداشت و تکریم و تجلیل از بزرگی بنا شود ؟ علمای دین با این نظر مخالفتی نداشتند و آن را جایز می شمردند. پس ایده اصلی ساخت مسجدی برای نیایش خداوند است. لذا مرکز بنا را که کانون توجه زائرین است برای خداوند خالی می گذاشتند و مزار آن بزرگ را در کناره ها قرار می دادند.

اگر ما نیت و هدف اصلی را درک نکنیم آن وقت به گرفتاری ها و زحماتی خود را دچار می کنیم که گاه خنده آور است . به طور مثال شاید شما هم بدانید که ضریح امام رضا علیه السلام یک قبر نمادین را در بر می گیرد و جایگاه اصلی خاک سپاری طبقه زیرین حرم امام است. ولی با این وجود این ضریح طوری واقع شده بود که به دیواره بالاسر نزدیکتر بود. لذا زائرین امام هشتم موقع طواف به دور ضریح وقتی به این قسمت ضریح می رسیدند دچار زحمت می شدند و رسم بود که موقع عبور لعنتی نثار هارون کنند چون معروف بود که هارون الرشید در اینجا دفن شده است وقتی متولیان وقت حرم به فکر چاره این کار افتادند با توجه به اینکه محل دفن امام درون ضریح نبود می توانستند خیلی ساده ضریح را جابه جا کنند تا راه باز شود ولی به جای این کار با صرف مبالغ هنگفت و زحمات بسیار و زمان طولانی ستون های جدیدی احداث، ستون های قبلی را تخریب و دیوار را عقب تر بردند . {حدود اوایل سال های 40 شمسی }

این وضعیت در کاظمین نیز وجود داشت که اخیراً مشابه حرم امام رضا(ع) پایه ها به همان شکل تغییر داده شد.

پس وقتی قرار به بنای آرامگاه جدید میرعماد شد، می خواستیم مسجدی بسازیم که در برگیرنده مزار میرعماد هم باشد و لذا این مسجد باید رو به قبله ساخته شود ، مشکل بزرگ چهار طاقی هم همین بود و متوجه شدیم این بنا رو به قبله نیست .

در ابتدا به دلیل برخی حساسیت های فامیلی ما یل بودم این بنا را در درون سازه جدید حفظ کنم ولی با توجه به غیر قبله ای بودن ، حفظ  آن مثلث های بد شکل و نا متقارنی در فضای درونی آرامگاه به وجود می آورد. اینجا بود که تخریب بنای قبلی ناگزیر می نمود. در اینجا باید بگویم که من ...به عنوان یک مهندس معمار متخصص در میراث فرهنگی کارم را ازسازمان حفاظت آثار باستانی (میراث فرهنگی کنونی) آغاز نمودم و بیش از بیست اثر تاریخی و باستانی را تعمیر و مرمت نموده ام یک بنای تاریخی متعلق به 400 سال پیش که در آن اصول و ظرافت های معماری هم به کار رفته است، باید در حفظش کوشید ولی چهار طاقی موجود روی مقبره میرعماد دارای ارزش معماری نبود و به آن اندازه هم قدیمی نبود . زمان ساخت بنای قبلی در حدود 1320 قمری یعنی تقریبا 100 سال پیش است که برای یک اثر تاریخی قدمت چندانی محسوب نمی شود . ( برخی از خانه های مسکونی فامیل ما از این هم قدیمی تر است ) . گذشته از آن باید این نکته را یاد آور شد که این بنا تبدیل به احسن شد و ساختمان بهتر ،اصولی تر و پایدار تری جایش را گرفت .

هرچه نامش قدیمی شد را که نباید حفظ کرد .

 

به هر روی  وقتی دیدیم برای بهسازی آرامگاه میرعماد تخریب چهار طاقی ضروری است . با دعوت از شورای مساجد اصفهان پس از بررسی و تایید آنها مبنی بر قبله ای  نبودن چهار طاقی و نیز موافقت شورای گورت تخریب صورت پذیرفت .

 

راجع به طول مدت ساخت خیلی مورد ایراد واقع شدم . خوب توجه داشته باشید که یک ساختمان مسکونی ساده هم که می سازیم چقدر طول می کشد و ساختش با چه مشکلاتی همراه است. در این مورد خود من تقریبا در امر نظارت بر سا خت تنها و اغلب دور از اصفهان بودم. استاد حاج جعفر زمانی ، معماری که به کار و هنرش اطمینان دارم و نمی خواستم دیگری را در این کار دخیل کنم ، مدتی به علت بیماری قادر به کار نبود و گذشته از آن مشکلات تامین مالی و تدارکاتی هم گاهی اوقات پیش می آمد که مانع از به انجام رسیدن کار می شد .

 

در یک مکان و فضای عبادی توجه باید به درون باشد تا آرامش و سکون که لازمه تمرکز و توجه به سوی پروردگار است به دست آید . لذا پنجره عنصری مزاحم به شمار میرود و بدین علت شبکه ای با آجر نمای شیشه ای طراحی شد که نور را به صورت مناسب در بنا توزیع میکند.

بنا دارای یک ورودی و پنجره های آن در چهار سمت بصورت شبکه آجرهای شیشه ای و آجری اجرا شده . نقش هندسی گنبد داخلی شمسه میباشد و از بالا و اطراف بنا  نور به درون می تابد که نشانه ای از فیض خداوند است. برگرداگرد دیوارهای داخلی گنبد آیات قرآن  به صورت یک نوار کاشیکاری جلوه ای از این بارقه الهی است که بر مومنین تابیده است. نظرم این بوده است که درون بنا ساده و پاکیزه باشد. در کنار تخته سنگ کوه که یاد آور مزار قدیمی آقای میرعماد و نمادی از بزرگی و استواری و سادگی ایشان است ، مزار ایشان به صورتی بارزقرار گرفته است. سنگی نیز به صورت ایستاده بر بالاسر  مزارشان نصب و شرحی نیز در مورد زندگیشان بر آن نوشته شده است تا زیارت کنندگان تصور و اطلاعی از شخصیت صاحب این نیایشگاه که به زیارتش آمده اند ، داشته باشند . همانطور که پیش از این هم گفتم چون این بنا اصا لتا  یک مسجد یا به عبارتی نیایشگاه ونه صرفا یک مزار است قرارندادن مقبره آقای میرعماد در مرکز بنا نه سهوا و به اشتباه ، بلکه در راستای هدف و نیت اصلی بوده است.

سنگ آرامگاه پدر ( مرحوم دکتر کاظم میرعمادی بانی نیایشگاه) هم به صورت خوابیده در سمت دیگر با ابعادی کوچکتر قرار گرفته است.

 

گذشتگان ما ،  بزرگان ما، آدم های اثر گذاری بوده اند. کارهای خیر و ماندنی کرده اند که سال ها دیگران از آن بهره مند شده اند. آن زمان که  در گیر ساخت این نیایشگاه بودم ، در رفت و آمدم به گورت وقتی اها لی سالخورده پی می بردند که من نواده آقای حاج میرزا اسد الله هستم از ایشان به نیکی یاد می کردند که مرحوم میرزا اسداله در گورت پاکنده حمام و مدرسه ساخته بودند که بقایای آن هنوز هم باقی است. اکنون ما هم باید سعی کنیم که پیرو راه این بزرگان باشیم . من به برخی از اعضای فامیل پیشنهاد کرده ام که در زمین های مجاور نیایشگاه میرعماد یک فرهنگسرا ، یک کتابخانه و یک مجموعه فرهنگی احداث شود و همه وابستگان و علاقمندان در احداث آن مشارکت داشته باشند که  یک اثر مفید و همیشگی از فامیل بر جا بماند همانطور که از گذشتگانمان مانده است.

 

☼ تصور میکنم همه یا لا اقل بخش زیادی از گفتنی ها گفته شده است . از مهندس میرعمادی تشکر می کنم در پایان مجموعه ای از عکس های ساختمان جدید را در اختیارم قرار می دهند که در آپادانا مصور آنها را می بینید .

مهندس میرعمادی در پایان مرا تا میدان صنعت جائیکه می توانم به راحتی وسیله نقلیه ای برای میدان هفت تیر پیدا کنم می رسانند در حالیکه پی جوی نتیجه مسابقه فوتبال امروز بین تیم های استقلال و استیل آذین نیز بودند .

 از دیدار امروزمان خیلی احسا س رضایت میکنم. در مورد  خیلی از نکاتی که مدت ها برای بسیاری از اقوام و  من هم به صورت سوالی بی پاسخ و ناراحت کننده در آمده بود گفتگو کردیم ، پاسخ شنیدم و روی دیگر داستان را هم دیدم .

                                                           

                                                                       محمد مدنی

لطفا تصاویر مربوطه را با کمک فیلتر شکن ببینید