سوگ سهیل : از محمد مدنی : آپادانا خرداد - مرداد 1389
ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٤   کلمات کلیدی: سهیل سادات ،مصلح سادات ،تصادفات جاده ای

سهیل جان ما ترا خیلی دوست می داشتیم

 

 

در سوگ سهیل

 

سه شنبه 11 خرداد

 

میرعماد پس از دریافت خبر روی تلفن همراهش ما را از آنچه روی داده بود مطلع کرد . خبر دردناک بود : سهیل سادات  فرزند آقا مصلح سادات همین امروز حدود ظهر در یک حادثه رانندگی جانسپرده است . جزییات و ابعاد حادثه کم کم و به تدریج  شنیده  شد .

سهیل  دانشجوی معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان بود و آنروز که یکروز مانده به تولدش نیز بود ، برای رسیدگی به امور معمول تحصیلی خود با اتومبیل تویوتا  کورونا ی یکی از دوستانش و همراه  سه دانشجوی دیگر از اصفهان عازم محل تحصیلش بود . اتومبیل با سرعت 200 کیلومتر در حرکت بوده است که در پیچی نزدیک آبادی موسی آباد در جاده شهرضا – دهاقان کنترل از دست راننده خارج میشود و با گارد ریل کنار جاده برخورد میکند . برخورد  آنقدر شدید بوده که گارد ریل، بدنه اتومبیل را شکافته و وارد جایگاه سرنشینان صندلی عقب اتومبیل میشود و همین علت مرگ سهیل عزیز ما و یکی از دوستانش  شده است . وجود کمر بند ایمنی و کیسه های هوایی ضربه گیر باعث نجات جان راننده و سر نشین صندلی جلو میگردد.

 

سهیل جوان بود ، برازنده بود ، دوست داشتنی بود ، اجتماعی بود و در میان هم دانشگاهی هایش و جوانانی که با او همنشین بودند و تعدادشان هم کم نبود محبوب بود . سهیل بیشتر دوست داشت در جمع هم سن وسالهایش باشد تا در اجتماعات بزرگترها و فامیل ، شاید از اینرو بود که من اورا کمتر دیده بودم ، ولی به وضوح میدیدم که این حادثه عمیقا بر همسن و سال هایش  میرعماد و شیرین و یاسمین اثر گذاشته است. میر عماد میگفت که سهیل چندین بار یا به تنهایی و یا به همراهی پسر عمویش علی سادات به آپارتمان زمان دانشجوییش  در اصفهان آمده بوده است.

مراسم هفتم  که من در آن شرکت کردم  با حضور چشمگیر بستگان و دوستان خانوادگی و دوستان خود سهیل در مسجد حکیم اصفهان و سپس بر سر مزارش  در گورت با شکوهی حزن آلود برگزار شد (دوشنبه ١٧ خرداد). وقار و بزرگواری آقا مصلح سادات پدر سهیل که با متانت و بردباری در حالیکه بار این غم بر دوششان سنگینی میکرد به عنوان صاحب عزا به آرامی   پذیرای ابراز همدردی شرکت کنندگان بودند ، قلب انسان را عمیقا اندوهگین میکرد .

جلسه یادبودی نیز در مسجدالرضای تهران ( عصر پنج شنبه ٢٠ خرداد ) با حضور جمع کثیری از بستگان و دوستان ساکن تهران که مایل به شرکت و ادای تسلیت به خاندان سادات بودند بر پا شد .

میهمانی شامی نیز در شامگاه همانروز به یاد سهیل در سالن ناهارخوری پزشکان در طبقه هفتم بیمارستان آتیه شهرک غرب تهران با حضور بستگان برگزار گردید .

برخی از حاضرین متن یا شعری را به مناسبت  خواندند . از جمله آقای مهندس حسن سادات با صدایی لرزان و محزون این شعر رودکی را   خواندند ( به استثنای یک بیت از آن ) که :

 

ای آنکه غمگنی و سزاواری     وندر نهان سرشک همی باری

تا آنجا که میگوید :

اندر بلای سخت پدید آرند        فضل و بزرگمردی و سالاری

 

و الحق که آقای مصلح سادات و خانواده شان بزرگواری و گذشت خود را در این واقعه به بالاترین وجه نشان دادند . نمی توانم نگویم که در مراسم گوناگون جوان راننده خاطی با حال پریشان همراه پدرش حضور می یافت و همیشه آقای سادات به همه از جمله پسرشان علی سفارش میکردند که رعایت حال اورا بکنند و مواظبش باشند . وقتی قاری و اداره کننده در مسجد حکیم ( آقای میر فروغی ) بنا به تذکر یکی از نیکخواهان به جوانان توصیه کرد که در رانندگی رعایت احتیاط و سرعت مجاز را باید بنمایند تا شاهد این حوادث غیر قابل جبران نباشیم . آقا مصلح به ملاحظه حضور راننده سفینه مرگ و پدرش در جلسه ، برای گوینده پیغام فرستادند که در این باره سخن نراند ، مبادا موجب آزردگی و شرمندگی آنان که میهمان جلسه اند گردد.

 

خداوند به این پدر ومادر بزرگوار و داغدیده صبر و تسکین عطا فرماید . و روان سهیل جوان نازنین را شاد دارد.

 

                           ☼ ☼ ☼ ☼ ☼ ☼ ☼ ☼ ☼ 

 

حرف های زیادی مطرح میشود که چرا دانشگاه آزاد باید در جاهایی  نظیر دهاقان واحدی با مثلا دانشکده معماری ایجاد کند . جایی که نه ظرفیت و نه توانایی انسانی و مادی میزبانی از یک واحد بزرگ دانشگاهی با دانشجویانی جوان را داراست که اغلب ساکن شهر های بزرگ بوده اند و برای بهره مندی از رفاهی که بدان خو گرفته اند ناگزیر به سفر های جاده ای هرروزه  یا دستکم چند بار در هفته می شوند و خود این ناگزیر احتمال وقوع حوادث را بالا میبرد . جامعه ساده و کوچک شهر یا روستای میزبان در مقابل پیچیدگی های فرهنگی و اجتماعی جوانان دانشجو ، بسیار ضربه پذیر مینماید و آفات بیشماری گریبانگیرش میشوند . در اینکه این ضربات و آفات نهایتا موجب رشد و توسعه فرهنگی و اجتماعی و مادی محیط های بسته و شبه روستایی میگردد و یا به عکس موجد یک تخریب بنیادین اعتقادی و رفتاری در اینگونه جوامع می شود یقینا نظریات موافق و مخالف وجود دارد که در حال حاضر موضوع صحبت ما نیست .

 

آمار سالانه  تلفات ناشی از  تصادفات  جاده ای در ایران رقم بسیار بالایی است شاید از این نظر رتبه اول را در جهان حایز باشیم . این رقم در چند سال گذشته حدود سا لی 30000 نفر بوده  است. گمان میکنم سهم دانشگاه آزاد در به وجود آوردن این وضعیت بسیار ناچیز باشد .

 

روز  چهار شنبه 1٢ خرداد نیز برای شرکت در مراسم تدفین برادر جوان یکی از همکارانم  که در حادثه تصادف موتور سیکلت  در یکی از بزرگراه های اطراف تهران جان سپرده بود همراه جمعی از همکاران به گورستان  بهشت زهرای تهران رفته بودم .

روز 20 تیرماه به همسرم خبر دادند که همکار اداریش که همراه خانواده اش با اتومبیل تازه خریداری شده اش برای استفاده از تعطیلی چند روزه به شهرستان خود رفته بوده است در جاده اسالم به خلخال تصادف کرده است و این تصادف منجر به فوت همسر و بیهوشی و  بستری شدن خود وی در بیمارستان گردیده است .

تعدد وقوع این حوادث مرگبار در حول وحوشمان و برای اشخاصی که میشناسیم آنهم  در یک فاصله زمانی کوتاه نشانه ای از فراگیری و همگانی بودن این موضوع در سطحی وسیع است.

البته بی شک غیر استاندارد بودن و ایرادات فنی جاده ها در به وجود آوردن این حوادث موثرند ولی به گمان من عامل اصلی در فکر وذهن ماست ، اینکه کمتر به قوانین رانندگی  و احتیاط های عقلانی گردن میگذاریم ، ناشی از این است که سرشتی قضا و قدری داشته ایم که در این سی سال اخیر این جنبه از روحیه مان تشدید نیز شده است. برای زندگی خود و دیگران آن ارج و قربی را که باید قایل نیستیم . اگر بگویم رانندگیمان مانند شرکت در یک بازی " رولت روسی " است پر اغراق نکرده ام. با عدم دید کافی ، از وسیله نقلیه جلوییمان سبقت میگیریم شاید به امید خدا چیزی از سمت مقابل نیاید. با سرعتی  بالاتر از توان کنترل خود و جاده میرانیم ، با این فکر که اگر اجل رسیده باشد با سرعت 60 کیلومتر در ساعت هم که بروی سر راهت را میگیرد وگرنه با سرعت 250 کیلومتر در ساعت  هم در امانی . و چندین مثال زنده هم در تایید فکرمان حاضر و آماده کرده ایم  . ولی چیزی  که از قلم میافتد حساب احتمالات است .  

 

                                           محمد مدنی 

 

   لطفا تصاویر مربوط را با کمک فیلتر شکن ببینید