مراسم اعطای دکترا : نوشته جوی و ناصر مدنی: آپادانا شماره آبان - دی 1389
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٠   کلمات کلیدی: زهرا المدرس ،اعطای دکترا ،دانشگاه لیدز

مراسم اعطای درجه دکترای

خانم دکتر زهرا المدرس

در دانشگاه لیدز

روز سه شنبه 23 آذر ماه 1389

این شرح جهت آگاهی و خطاب به پدر ومادر گرامی زری عزیز نگاشته

شد . :

به دعوت زری جان عزیز ما افتخار آنرا داشتیم که به نمایندگی والدین معززشان جناب آقای حاج محمد المدرس و خانم طاهره خانم در مراسم اعطاء مدارک دانشگاه لیدز شرکت کنیم .

شهر لیدز با کلیودن ( محل سکونت ما که شهرکی است در نزدیکی شهر بریستول ) 350 کیلومتر فاصله دارد. در نتیجه پس از ترتیب اقامتمان در مهمانسرایی در نزدیکی آپارتمان زری جان روز دوشنبه عازم لیدز شدیم .

سفر خوش آیند بود و با هوای خوب و جاده نسبتا آزاد در مدت چهار ساعت طی شد. پس از قدری استراحت زری جان به مهمانسرای ما آمد. از شنیدن حال و احوالش و دیگر اخبار بسیار خوشحال شدیم . در ضمن برنامه فردا را نیز برای ما توضیح داد . شام را در رستورانی بسیار عالی مهمان زری جان بودیم. این رستوران و نواحی اطراف آن در مرکز لیدز برای کریسمس چراغانی مفصلی داشت . ( این ملت اصلا هوای محرم را ندارند.) به هر جهت ما جای همگی را با خوراک مرغ و بادنجان و کدوی سبز و سیر و گوجه با سالاد و زیتون های اعلا خالی کردیم و برای خواب به مهمانسرا باز گشتیم .

اول صبح روز بعد به دانشگاه رفتیم و جلوی پله های ساختمان اصلی دانشگاه در اتومبیل منتظر زری جان شدیم . چیزی نگذشت که سیده والا در لباسی برازنده ظاهر شدند. این لباس عبارت بود از شنلی دانشگاهی از ابریشم سبز و کلاهی سیاهرنگ شبیه کلاه هنری هشتم با منگوله ای طلائی. در اتومبیل سوار شدند  و ما را پس از گذراندن از موانع انتظامی به محلی بسیار نزدیک به سالن مراسم راهنمائی کردند. ما بسیار سپاسگزار زری جان هستیم که قبول زحمت کرده و تر تیب این امتیازات را از قبل داده بودند.

از اینجا زری جان ما را به مستخدمین دانشگاه سپرده و رفتند تا آماده شوند و جای خویش را در صندلی شماره یک فارغ التحصیلان ا شغال کنند. این مستخدمین ملبس به کت و شلوار خاکستری ، پیراهن سفید و کراوات آ رم دانشگاه ، نمونه کامل انسانیت، وقار و ا دب اند و معیار برترین در طایفه خویش اند . از این جا ما را با آسانسور به سالن مراسم همراهی کردند و تا انتهای مراسم همه گونه اسباب راحتی ما را فراهم کردند.

مراسم در سالنی قدیمی ، بزرگ و بسیار روشن با سقف بلند انجام میگرفت. تزیینات گچی و چوبی آن حاکی از دولتمندی بانیان آن ، اتحادیه  صنف پوشاک در 150 سال قبل بود. آنها سالن های مجلل بافت و رنگزنی را نیز به موسسه ای که چند سال بعد دانشگاه لیدز نام گرفت هدیه کرده بودند. در قسمتی از این ساختمان ها اکنون موزه و کتابخانه ای تاریخی بر پا شده که امید است دیدار آن در سفری در آینده میسر گردد.

هنگامی که وارد سالن شدیم ارگ در حال نواختن موسیقی کلاسیک بود . ما به صندلی هایی در ردیف اول راهنمایی شدیم . جلوی صحنه با گل های سیکلمن سفید و قرمز و پیچک سبز آراسته شده بود . عده ای از دانشجویان با شنل های رنگین مهمانان و فارغ التحصیلان را به صندلیهایی که برای آنان در نظر گرفته شده بود ، راهنمایی میکردند . فارغ التحصیلان همه یک سمت سالن را اشغال کردند و ما ، فامیل و دوستان ، در سمت دیگر . همه با هم حدود 400 نفر بودیم . ارگ نواز آهنگ رسمی  و جدی تری را آغاز کرد و همراه آن استادان دانشگاه در صفوف منظم به آهستگی وارد شده ، از پله ها ی صحنه بالا رفته و در جاهای خویش روی صحنه قرار گرفتند ، هر گروه بر حسب مقام و موقعیتشان . در جلوی هر گروه دانشجوئی حامل نوشته ای که  مشخص کننده درجه آن گروه بود، راه می پیمود. استادان با رتبه پایین تر  اول و به ترتیب تا معاون رئیس دانشگاه که آخرین فرد بود وارد شدند . شنل هریک از آنها معرف دانشگاهی بود که خود از آن فارغ التحصیل شده بودند . سابقه این شنلها به قرون وسطی میرسد که لباس روحانیون بود و پوشیدن آنها در صومعه ها و مدارس مذهبی مرسوم بود و هنوز هم هست . این شنل ، کلاهی بسیار فراخ هم دارد که سر وچهره را کاملا میپوشاند ولی معمولا در پشت آویزان است و در مواقع نماز یا خواندن دعا و مراقبه آنرا بسر میکشند.

وقتی همه روی صحنه قرار گرفتند و تعارفات و تعظییمهای متقابل بین آنها و حاملین نوشته ها برگذار شد ، معاون دانشگاه برخاست و در نطقی علت تشکیل این مراسم را توضیح داد و پس از آن به توزیع مدارک  پرداخت . روسای هر دانشکده بنوبت فارغ التحصیلان رشته خویش را معرفی میکردند و آنها یکا یک پس از صعود از پله های صحنه مدرک " اجازه " خویش را از معاون دانشگاه گرفته و با او دست میدادند و سپس از طریق پله های دیگری به جای خود بر میگشتند . فارغ التحصیلان دکترا در همه رشته ها بر دیگر فارغ التحصیلان تقدم داشتند .

دکتر زری جان اولین دانشجویی بود که پا به صحنه گذاشت و همه سالن دریافت درجه او و سایرین را که او را دنبال کردند با کف زدن و تشویق تبریک گفتند . پس از توزیع همه مدارک معاون دانشگاه از فارغ التحصیلان در خواست کرد که برخیزند و از جمع خانواده ها در طرف مقابل سالن با کف زدن تشکر کنند . زیرا  بخاطر حمایت آنها بود که فارغ التحصیلان باین لحظه ی بزرگ موفقیت رسیده بودند . ابراز احساسات ممتد دانشجویان اشک به چشمان بسیاری از ما آورد . جوی گفت ایکاش پدر و مادر زری اینجا بودند و این نشانه محبت را خود دریافت میکردند . همانجا قرار شد که شرح این مراسم را برایتان بنویسد .

چند لحظه ی بعد معاون دانشگاه اعلام ختم جلسه را داد و صفوف استا دان بهمان نحوی که آمده بودند سالن را ترک کردند . مستخدمین ما را به محوطه دانشگاه باز گرداندند و ما برای گرفتن عکس به دکتر زری جان پیوستیم . برای زری جان جای خالی شما خیلی محسوس بود و میخوا ست که تا حد امکان شما رادر شادی این روز شریک نماید . او مکرر ترتیبات مختلفی را توضیح میداد که برای گرفتن و ارسا ل مستقیم عکسهای رسمی و فیلم  مراسم به ا صفهان داده بود .

از آنجا ما بدانشکده شیمی رفتیم که ورودی آن مزین به عکسهای شیمیدانهای نامداری بود که بعضی از آنها برندگان جایزه نوبل بودند و در سا لهای گذشته  سابقه همکاری با دانشگاه لیدز را  داشته اند. در آنجا استاد راهنمای زری جان دکتر پاتریک مک گوان و همکار ارشد ا و دکتر کریستوفر پاسک را ملاقات کردیم . معلوم بود که هردو احترامی خاص برای زری جان و کار او دارند. همین علاقه و احترام درگروه همکاران زری جان نیز مشهود بود. این گروه را در آزمایشگاه زری جان ملاقات کردیم . همه از موفقیت ایشان شاد بودند  و می خواستند با ایشان عکس بگیرند. همه این کارها تا یک بعد از ظهر طول کشید .

برای ناهار برستورانی ایرانی به نام زعفران رفتیم. در آنجا دکتر مک گوان و دکتر پا سک هم برای ضیافت به ما پیوستند. دکتر مک گوان از بابت نبودن خانمش در جمع ما به علت سفری ضروری به لندن عذرخواهی نمود .. سور شامل کبابهای برگ و کوبیده با چلو زعفران بود که با ماست و اسفناج و ترشی و سایر مخلفات همراه با دوغ صرف شد  . قبل از آن نیز با پنیر و سبزی و میرزا قاسمی و نان تازه داغ جای همگی را خالی کردیم. در طی این ضیافت زری جان قدر دانی والدین را از استا د ان راهنما و حامی خویش یاد آور شد و با تشکر فراوان ظرفهای مینای نفیسی را که شما برای آنها فرستاده بودید به آنها تقدیم کرد . ا ستا د ا ن زری جان این هدایا را با شوق و شادی پذیرفتند و تقاضا کردند که زری جان امتنان ایشان را به شما ابلاغ نماید .

پس از شور و هیجان روز و غذای عالی همه ما احتیاج به استراحت داشتیم . زری جان به آپارتمان خویش رفت و ما هم به مهمانسرا. سرشب سرحا ل به آپارتمان راحت زری جان رفتیم . قرار قبلی این بود که از آنجا به رستورانی برویم ولی آسوده از اینکه دیگر جایی برای غذا ندا شتیم درباره وقایع خوش روز گفتگو کردیم و از چایی و پذیرایی زری جان محظوظ شدیم. پس از چندین ساعتی که اینچنین به خوشی گذشت برخا ستیم و از زری جان خداحافظی کرده و به مهمانسرا بازگشتیم .

این افتخار بسیار والایی بود ، که ما به  نما یندگی  شما در این مراسم شاد و دلپذیر شرکت کرده  و شاهد لحظه ای باشیم که زری جان محصول سا لها زحمت و جدیت خویش را دریا فت می کند. یقینا در این مدت لحظات دلسرد کننده هم کم نبوده اند ولی او با پشتکار و عزم راسخ برای موا نع راه حل جست و کارش را به نتیجه رسانید . ما دعا میکنیم که موهبت الهی همواره دلیل و محا ط  بر زندگی  او باشد .

                                                         جوی و ناصر مدنی

*****************

در پاسخ به در خواست من خانم دکتر زهرا المدرس ، خلاصه ای از مراحل کاری و تحصیلی خویش را برای مزید آگاهی خوانندگان آپادانا فرستادند . از ایشان  تشکر میکنم و این موفقیت را حضور ایشان و پدر ومادر گرامیشان جناب آقای حاج آقا محمد و سرکار خانم طاهره المدرس تبریک میگویم . 

با عرض سلام و تشکر خدمت آقای محمد مدنی

سوابق تحصیلی و کاری خود را خدمتتان ارسال می کنم شاید باعث عبرت جوانان فامیل گشته و دوستان و آشنایان از وقت خود در جهتی سودآورتر استفاده فرمایند.

اخذ دیپلم علوم تجربی از دبیرستان بهشت آئین در سال 1370

اخذ کارشناسی شیمی محض از دانشگاه پیام نور در سال 1376- 1371

اخذ کارشناسی ارشد  شیمی آلی از دانشگاه آزاد اسلامی در سال 1382- 1379

اخذ دکتری شیمی معدنی از دانشگاه لیدز انگستان در سال 1389- 1384 موضوع پایان نامه سنتز ترکیبات روتنیوم با خاصیت ضد سرطانی. به مدت 2 سال (1379-  1377) دردپارتمان بیوشیمی در آزمایشگاه تشخیص طبی ابوریحان ( به مدیریت خواهرم خانم مرضیه المدرس ) و نیز به مدت 3 سال (1383- 1380) در آزمایشگاه  رنگ مجتمع شیمیائی ریف ایران به عنوان کارشناس شیمی مشغول به کار بوده ام.

در دوره دکتری مطایق معمول در دانشگاه لیدز به عنوان کمک کننده    (demonstrator)به دانشجویان دوره کارشناسی در آزمایشگاه  کار کرده ام.  

در ضمن چند عکس از آنروز خدمتتان ارسال می کنم.  

با تشکر فراوان                  زری

نظرات خوانندگان :

سرکار خانم دکتر زری المدرس
با سلام موفقیت شما را در کسب مقام دکتری از دانشگاه لیدز صمیمانه تبریک می گویم و از درگاه ایزد یکتا سلامتی سروری و بهروزی بیش از پیش شما را آرزو دارم.                   علی میرعمادی

خاله زری عزیز
ما هم موفقیت تو در کسب مقام دکترا را صمیمانه به تو، مامان طاهره و باباجون تبریک می گوییم. از خانم جوی و عمو ناصر هم بسیار ممنونیم که ما را در خاطره ی آن روز شریک کردند.    

نویسنده: نرگس و حمید