برداشت سوم : سید رضا مدنی : آپادانا اسفند 1390
ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢   کلمات کلیدی:

 

برداشت سوم 

نظری دیگر در مورد سوال مطرح شده

اینکه برهنه شدن خوبه یا بد ، زشته یا زیبا مهم نیست چون همه قبح اونو درک میکنند. مهم اینه که چرا بعضی آدمها این راه رو بعنوان حرکت یا نماد اعتراضی خودشون انتخاب میکنند. شاید یکطرفه به قضاوت نشستن راحت باشه اما مطمئنا حکم  و نتیجه ش عادلانه نیست. آیا ما آدمها همیشه برای ابراز اعتراض یا مخالفتمون وا کنشهای منطقی داریم؟ آیا اصلاً حق اعتراض داریم؟ آیا اعتراض هم باید در چارچوب مشخصی باشه؟

بی شک اگر من و شما هم حقی ازمون تضییع بشه و یا حتی حقی هم در کار نباشه ولی  کاسه صبرمون لبریز بشه میشه حدس زد که چه خواهیم کرد؟

بارها و بارها شاهد مشاجرات لفظی ناشی از  تصادفات ماشینها توی خیابونهای شهر بودید... به نظر شما  اون گفتارهای سخیف که البته در حضور عامه شهروندان و با شدت و حدت هر چه تمامتر بیان میشه ، چه اندازه با برهنه شدن فرق میکنه؟

تا حالا دلتون برای کسی سوخته؟ گاهی برای بعضیها چقدر دل آدم میسوزه!
شاید کمی تند  و گزنده باشه اما حقیقت داره .

آدمها هم مثل مداد رنگی هر کدام یک رنگ و روئی دارند از سیاه تا سفید، از سفید تا سیاه.

آدمهایی که خیال می کنند خیلی میفهمند در حالی که هیچ نمی فهمند
آدمهایی که فکر میکنند خیلی بلدند در حالیکه چیزی بلد نیستند
آدمهایی که دریچه ی نگاهشون اونقدر تنگه که حتی دوقدمی خودشون رو هم نمی تونند ببینند
اما فکر میکنن که دیدشون و نگاهشون به زندگی خیلی عمیقه ، خیلی کامله
استدلالهای دیگران رو قبول ندارند  دلایل منطقی دیگران رو نمی پذیرند
 و دنیا رو فقط اونطوری که خودشون مایلند نگاه می کنند و البته در این دنیای حقیرشون، از افراد دیگری مثل خودشون، الگو و اسطوره میسازند و با الهام از ارشادات معنوی !! همون اسطوره ها چه ها که نمیکنند. آدمهایی که به گمان ذکاوت و تیزهوشی،  آدمهای ساده تر از خودشونو خام میکنند تا به هر قیمتی که شده تزهای به اصطلاح  شور انگیزشونو پیاده کنند. آدمهایی که چشمهاشونو به همه  چیز و همه کس میبندند ، حلقه های محبت رو با بی رحمی پاره میکنند و زندگی ارزشمند خودشون  و اطرافیانشون رو با یک توهم باطل ، سرد و فرسوده  میکنند و متاسفانه اگر کمی خوب نگاه کنید اونها رو به وفور خواهید دید.

به نظر شما واقعا چه اسمی برازنده ی این آدمهاست ؟!
آدمهایی که زندگیشون جز خسران  و تباهی چیز دیگری نیست.

اما در طرف دیگه:

 انسانهایی هستند که وجودشون مالامال از عشقه، از محبت سیرابند، دریا دلند ، صبورند و  آرام. انسانهایی که زشت و زیبا  و خوب و بد دنیا رو  به حق از هم جدا میکنند. انسانهایی که از دنیا و گذشته های تلخش میگذرند تا آینده های شیرینی رو برای خودشون و اطرافیانشون بسازند. انسانهایی که وجودشون، نامشون و یادشون برای همه عزیزه. انسانهایی که کانون مهرند و دوستی . سخی هستند و بلند نظر و البته خیر اندیش . انسانهایی که محدود به مرزها نیستند و به اندازه همه دلها وسیعند. انسانهایی که کلام و نگاه  و رفتارشون همیشه  در محدوده فرهنگ و ادب و عقیده شون حرکت میکنه. انسانهایی که شکیبایی  و منطق ، اولین مرحله از تصمیمشون برای یک اعتراضه .

شاید آتش ، زبان نرمی برای گفتگو نداشته باشه، اما مطمئنا زبان آنش یک اعتراض دوست داشتنیه.

                                                                   سید رضا مدنی

نظرات خوانندگان :

 

جمعه، ۴ فروردین ۱۳٩۱  - ۱٢:۱۶ ‎ق.ظ

رضا جان:
سلام. عیدت مبارک. چه زیبا نوشته ای. دید و بازدید ها که گذشت و از کسالت در آمدم تکمله ای بر نوشته ات خواهم فرستاد. فعلاَ محضر اقوام را خوش است. ما که محرومیم.

چهارشنبه، ٩ فروردین ۱۳٩۱  - ۵:۱٧ ‎ب.ظ

 پسرعمه ی عزیز. سال نو مبارک. از خواندن متنت بسیار لذت بردم. به نظر من هم خوبه اگر قرار به قضاوت شد، نسبت ها درست رعایت بشه. از کجا می تونیم مطمئن باشیم که در برابر قاضی نهایی، کسی که برهنه می شه نسبت به کسی که در محضر عامه سخیف ترین حرف ها را می زنه، یا حسودی می کنه، بدِ کس دیگه را می خواد یا غیبت می کنه بدتره یا برتر؟ چرا برای گناه اول همه مضطرب می شوند اما نسبت به بقیه ی گناه ها بی تفاوتند. نسبت ها را نمی دونیم اما گفته هایی از بزرگان باقی مانده اند که این نسبت ها را بیان می کنند. حداقل این سخن را همه شنیده ایم که غیبت بدتر از زنا است.

نویسنده: نرگس