بررسی کتاب "شهید جاوید" : از محمد مدنی : آپادانا اسفند 1390
ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٦   کلمات کلیدی:

بررسی یک کتاب  :

" شهید جاوید "

 نوشته حجت الاسلام نعمت الله صالحی نجف آبادی 

خیلی وقت بود که می خواستم این کتاب را بخوانم ، کنجکاو بودم که بدانم نویسنده کتاب در مورد قیام امام حسین (ع ) چه  نظری ابراز داشته که در سالهای نخستین پس از انتشارش با طوفانی از مخالفت و تکفیر در محافل مذهبی و منابر مواجه  شده است . و این منظور حاصل نشد تا همین ماه گذشته که موفق به مطالعه اش شدم .

این کتاب نخستین بار در سال 1349 منتشر شد . اعتراض همه جانبه اهالی دین بر علیه آن از همان موقع در محافل و حلقه های مذهبی شروع شد و در سال 1355 ماجرا با قتل آیت الله شمس آبادی که از سران و سر حلقه های مخالفت با پیام کتاب  در اصفهان بود بوسیله شخص یا گروهی از  موافقان به اوج خود رسید .

من در آن هنگام از همه این غوغا بر کنار و بی خبر بودم و توضیحی که روزنامه های نیمه رسمی رژیم پیشین در مورد علت قتل به دلیل موافقت و مخالفت با یک کتاب میدادند به نظرم قانع کننده نمیامد و بیشتر فریبکاری  سازمان امنیت آنزمان جلوه میکرد .

اینها دلیل کنجکاوی من در مورد این کتاب بود .

نویسنده کتاب میگوید  که  پندار غالبی که در مورد نهضت امام حسین تبلیغ و ترویج میشود بر این پایه قرار دارد که کشته شدن امام در کربلا امری محتوم و مقدر بوده و بنا به حکمت بالغه الهی از ابتدای خلقت بر صحیفه هستی ثبت شده است ، خود امام نیز بر حسب آن چه از پدرش مولای متقیان و نیز از پیامبر عظیم الشان اسلام دریافت کرده بود ، برای تحقق همین منظور از مدینه به جانب کربلا حرکت کرده است تا خود و عده ای از خویشانش شهید و خاندان و اهل بیتش اسیر گردند.  

نویسنده کتا ب نظری دیگر ابراز میکند و بر این باور است که امام حسین با تهدید  تکلیف به بیعت با  یزید میگردد  و از اینکار رو بر میتابد و از این نقطه است که حرکتش به سمت مکه نخست با نیت حفظ جان و در عین حال کرامت و شرافت خود و خانواده اش و سپس کوفه به قصد بر پایی به قول نویسنده یک حکومت صد در صد اسلامی آغاز میشود . سفری 6 ماهه  که بر خلا ف خواسته  امام حسین  به کربلا می انجامد و با شهادت وی و یارانش به پایانی جگر سوز میرسد.

نویسنده برای اثبات نظر خود و دلایل قیام امام حسین اغلب تعبیراتی نا متناسب با عصر و دوره مورد بررسی را به کار می گیرد ، که برای جامعه مسلمین قرن اول هجری سخت نا مانوس می نماید . بطور مثال : " معاویه با سلب آزادیهای فردی، اختناق شدید و غیر قابل تحملی را به وجود آورده بود." " نیروهای ملی ؟ از ته دل به امام علاقه داشتند " هدف امام حسین از قیامش حمایت از همه مواهبی بود که اسلام به جهان انسانیت داده است ، به طور نمونه 1 – استقلال نیروی قانونگذاری 2 – استقلال نیروی قضایی 3 – آزادی قلم 4 – آزادی بیان و ...."

ولی جسارت نویسنده در رد کردن بسیاری از روایات ضعیف و غیر عقلانی که دلالت بر محتوم بودن شها د ت امام دارد و در مثلا 14 کتاب روایت متقدم تر از آن ها ذکری به میان نیامده است و ناگهان سر وکله شان در همه  کتاب های پس از پانزدهم  به بعد پدیدار میشود ، شایان تحسین است . نظرانتقادی و شکاکانه نویسنده راجع به برخی از کتب تاریخی که مشهورند و نویسندگان صاحب نامی دارند که کسی را جرات شک آوردن درصحت منقولات یا مجعولاتشان نیست  ولی در نزد صاحبنظران بی اعتبارند جالب است مثلا می نویسد : " اگر کتاب ناسخ (التواریخ ) منسوخ میشد به نفع مسلمانان بود زیرا آنقدر مهملات و اشتباها ت در این کتاب هست که هر خواننده محققی را دچار تهوع میکند."

مرحوم صالحی در سر آغاز کتاب در مورد نحوه نگرش خود به حادثه عاشورا چنین می نویسد : " اگر از دریچه چشم یک فرد شیعه ساده به این حادثه نگاه کنیم ممکن است بگوییم : حسین بن علی (ع ) امام بود و وظیفه مخصوصی داشت که به آن عمل کرد و جای هیچگونه بحث و گفتگو و چون و چرا نیست . ولی اگر بخواهیم بحث و تحقیق تاریخی بکنیم و این حادثه را نیز مثل سایر حوادث تاریخی تجزیه و تحلیل نماییم باید با توجه به متون اصلی تاریخ و به کمک عقل و منطق به کنجکاوی و بررسی بپردازیم . " 

با خواندن این مقدمه انتظار طبیعی خواننده این است که با یک تحلیل علمی و واقعی از حوادث و شرایط اجتماعی حاکم بر جامعه آنزمان  روبرو شود . انتظاری که در اغلب موارد برآورده نمی شود .

اگر بخواهم همه موارد و فرضیات بی اساس مولف در مورد دلایل اجتماعی و نیت و منتظر فرصت بودن امام حسین در مورد قیام و برپایی یک حکومت صد در صد اسلامی را ذکر کنم باید کل کتاب را در اینجا دوباره باز نویسی کنم .

در همین کتاب برای نخستین بار خواندم  که : " در همان آغاز حکومت یزید " عبدالله زبیر " در مکه شورش کرد و با تجهیز نیروی نظا می آماده مقابله با قدرت حکومت شد  و آنگاه که از طرف یزید برای سرکوب کردن او سرباز فرستاده شد در یک برخورد نظامی نیروی دوهزار نفری یزید را شکست داد و فرمانده نیروها را دستگیر کرد و زیر ضربات  شلاق کشت . و طولی نکشید که نفوذ " عبدالله زبیر " در سراسر حجاز گسترش پیدا کرد . و بعدا شورش دیگری نیز به رهبری " نجده بن عامر حنفی " در یمامه بوجود آمد ( منبع : کامل ابن اثیر ) و یزید بن معاویه تا زنده بود نتوانست شورش  عبدالله زبیر را در حجاز و شورش نجده بن عا مر را در یما مه سرکوب کند و سر انجام نتوانست بر اوضاع مسلط گردد و بطور کامل قدرت حکومت را قبضه کند " و بعد در صفحات بعد می خوانیم : " پس از سه سال که یزید مرد و معاویه بن یزید از خلافت کناره گیری کرد و مروان حکم تصمیم گرفت با عبدالله زبیر بیعت کند "   

مگر بدیهی نیست که امام بزرگترین و عاقلترین شخصیت جهان اسلام بوده  اند و چنین جنبش آزادیبخشی ( منظور بر ضد حکومت یزید است ) در درجه اول باید بدست رییس خاندان رسالت، حسین بن علی (ع ) که دوست و دشمن به لیاقت و محبوبیتش اعتراف داشتند بوجود بیاید و به پیروزی برسد. 

پس چرا چنین نشد ؟ سوالی است که نویسنده کتاب به آن نمی پردازد .

اگر دستم رسد بر چرخ گردون ازو پرسم که این چند است و آن چون . 

نویسنده مرحوم و محترم که یک مرد ملبس به کسوت اهل علم و از خاک پاک نجف آباد و ایران است گاه در ادبیاتش همان کلام های زشت صدام حسین را به کار میبرد : مثال

" ابن زیاد پدرش فرزند فاحشه معروفی بنام " سمیه " بود و مادرش یک کنیز مجوسی بود بنام " مرجانه " و بدین جهت دارای پست ترین نسب و کثیف ترین خانواده و  بدترین تربیت بود ."

 در جای  دیگر کتاب میبینیم که  انصاف و فهم این کنیز  مجوسی از بسیاری از آزادگان قریشی بیشتر بوده است "مرجانه مادر عبیدالله زیاد ، حاکم دیکتاتور را در باره کشتن امام حسین به شدت ملامت کرد و گفت : تو ای عنصر ناپاک ! فرزند پیغمبر (ص) را کشتی ، بخدا قسم هرگزبهشت را نخواهی دید" 

ایراد دیگر کتاب عدم تدوین درست مطالب است به نحوی که هر مطلب چند بار تکرار شده است . به گمان من نویسنده محترم می توانستند کل مطالب منظورخود را به جای 400 صفحه حد اقل در 200 صفحه بیان کنند . 

از خواندن این کتاب بسیاری نکات تاریخی که برای من تازگی داشت  آموختم  و  به هرروی  با توجه به اهمیتی که قیام امام حسین در فرهنگ مردمان این  سرزمین دارد . هنوز جای یک تحقیق علمی و بیطرفانه و تجزیه و تحلیل تاریخی، آنطور که مولف مرحوم " شهید جاوید " وعده داده و بدان پایبند نبوده است ، را در باره این موضوع خالی می یابم . 

                                                 محمد مدنی