گزیده وقایع السنین ( 5) : خاتون آبادی : آپادانا فروردین - آبان 1391
ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٦   کلمات کلیدی:

 

قطعات برگزیده از کتاب وقایع السنین خاتون آبادی

( قسمت پنجم )

سال 1127 :

شروع سرکشی قوم افغان

رسیدن خبر در اوائل ماه رجب به  آمدن عبدالعزیز افغان با  نه هزار کس از سیب دار هرات و بعد از آن محاصره هرات  و تا خت افغان در اکثر محا ل خراسان از خا ف و باخرز و جام و لنگر تا حوالی مشهد مقدس معلی .

 بلوای نان در برابر  بیت  جناب میر محمد باقر ملا باشی که منجر به در گذشت وی شد :

در صفر این سال قیمت گندم و آرد و نان ترقی کرد از شش بیستی  به هفت بیستی رسید و جمعی از منافقان بیدین تحریک فتنه نموده از زبان سید فاضل کامل عالم عامل مجتهد زمان  امیر محمد باقرا مدرس مدرسه سلطانی افترائی گفتند و تشهیر کردند که او به پا دشاه گفته که مردم تنباکو به قیمت هشت عباسی ابتیاع مینمایند چه مانع از اینکه نان را به هشت بیستی ابتیاع نمایند و این معنی را مسلم عوام کردند و تحریک نمودند جمعی از زنان و اوباش را تا جمعیت نموده بدرخانه پادشاه رفته و فریاد کردند واز آنجا بدرخانه سید فاضل عالم مشارالیه رفته آغاز فریاد و فغان کردند .

و بالاخره منتهی شد کار ایشان که آتش زدند بدرخانه سید مشار الیه و این خبر به پادشاه رسید داروغه شهر را فرستاد که عوام را منع کنند از این عمل و بعد از آن داروغه معزول شد و داروغه تعیین کردند و مقرر شد که جمعی از جزائریه باتفاق داروغه بمحافظت خانه سید مشار الیه رفته اوباش را منع و زجر نمایند .

و چند روز بود که سید مشار الیه  به علت آزار سینه مشغول معالجه بود و بعد از آنکه جزایریه  را فرمودند که باتفاق داروغه بیایند بمحافظت خانه میر؛  جزایریه سبقت نموده قبل از آمدن داروغه رفتند بخانه میر و قریب به دویست نفر بودند با شمشیرهای آخته و دوراندازها و داخل خانه شدند؛  به قصد اسر و نهب و قتل و قرب صد نفر در آن خانه بودند از طلبه و اقارب آ ن سید عالیجناب در لمحه ای چنین کردند که همه اهل آن خانه را برهنه کردند و زخم زدند و می گفتند که ما حسب الامر ماموریم به آنچه می کنیم .

تا آنکه از اتفاقات حسنه آنکه عالیجاه علیقلی بیک پسر شاهقلی خان زنگنه با برادران یعنی شیخعلی خان میر آخور باشی ومحمد بیک برادر دیگر مشار الیه چون به درخانه سید مشار الیه رسیدند و مشاهده احوال نمودند و چون ایشان از خدمت پادشاه مرخص شده بودند میدانستند که این امر از جانب پادشاه نیست داخل خانه شدند وبضرب جزایریه مشغول شدند تا آنکه همه ایشان را سر و دست شکسته از خانه بیرون نمودند .

ملعونی که منشا این حکایت بود یعنی مردود ملعون بی مذهب فتحعلی خان که در آنوقت قوللر آقاسی { سرکرده غلامان شاهی } بود و بالاخره معزول و کور شد چون از عذاب پادشاه میترسید بعلت آنکه جزایریه تابین { زیردست } او بودند روز بعد از روز مذکور گرگین بیک گرجی را که سرکرده جزایریه بود فرمود تا بردند بمیدان شکم پاره کنند و در اکثر راه که میبرده اند او را تا میدان نقش جهان میگفته که من سر خود این کار نکرده ام بلکه به امر فتحعلی خان کرده ام و معهذا امروز مرا شکم پاره میکنند تا آنکه باز برسانده فتحعلی ملعون عا لیحضرت مرحمت و غفران پناه آقا رفیع پسر علامی آقا جما ل خوانساری فرستاد به پیش سید مزبور و التماس گرگین ملعون را کرد و او خلاص شد؛

 ودر همین روز طلبه و سادات عظام در دارالسلطنه اصفهان جمعیت نموده در مسجد را بستند و هیچ فایده نکرد .

و از غرایب روزگار آنکه پادشاه به هیچوجه من الوجوه متوجه این حکایت نگردیده و از هیچکس نپرسید که این چه حکایت بود،  چه جای آنکه بازخواست از کسی کند . به هر تقدیر عا لیحضرت سید فاضل مزبور به اعتبار ورود این قضیه آزارش شدت نمود و بالاخره منتهی شد به آنکه خون از سینه او دفع میشد و در شب سه شنبه ششم شهر ربیع الاول سنه هزار و صد و بیست و هفت سه ساعت بطلوع صبح مانده از دنیا رحلت نمود به آزار ذات الریه در وقتی که آفتاب در برج حوت بود اللهم اغفرله و لجمعیع المومنین و المومنات بالنبی و آله الاخیار و عذب من سعی فی دمه . 

ریاست فرزندان میرمحمد باقر ملا باشی بر  مدرسه چهارباغ سلطانی و مسجد شاه :

در سال هزار و صد و بیست و هفت سیا دت پناه علامی میر سید محمد { شماره دودمان نما  2 – 28 } بن میر محمد باقر ا لحسینی مدرس مدرسه جدید سلطانی گردید و پسر دیگر مشار الیه اعنی سیادت پناه افادت و افاضت پناه میر محمد اسماعیل { شماره دود مان نما 1 – 28 } بن میرمحمد باقر الحسینی مدرس مسجد جامع جدید عباسی گردید . 

 فتحعلی خان اعتماد الدوله شد { یعنی همان ملعون که موجب مرگ و آزار میر محمد باقر شده بود ؛ ارتقاء مقام یافت ؟ }.

 سال 1135 :

سقوط اصفهان

در روز چهاردهم شهر محرم الحرام سنه هزار و یکصد و سی و پنج پادشاه عالم مقهور و شاه محمود افغان وارد اصفهان گردید و فتح اصفهان شد . 

سال 1142 :

پایان  فتنه  افغان

فرار شاه اشرف افغان از اصفهان 21 شهر ربیع الثانی من شهور سنه 1142

 سال 1160 :

پایان نادر شاه  

در روز سوم شهر ذی الحجه هزار و صد پنجاه ولی نعمت عا لمیان نادر سلطان قندهار به یرش ، حسین خان ولد میر ولی را گرفته و جمع کثیری را کشته و اسیر بسیار گرفته . در هزار و یکصد و شصت فوت نادر دوران و جلوس عادلشاه .

 

سال 1161 :

خبر خانوادگی

فوت مرحوم میر عبدالغنی ابن مرحوم میر محمد معصوم { شماره دودمان نما 2- 27 } در روز دو شنبه غره شهر رمضان المبارک.

سال 1164 :

کریمخان زند

ورود سردار باوقار کریم خان زند باصفهان روز جمعه هجدهم شهر محرم الحرام هزار و یکصد و شصت و چهار.

 سال 1168 :

خبر خانوادگی

تولد اخوی ام محمد حسین شب سه شنبه 9 شهر رجب المرجب سنه هزار و یکصد و شصت و هشت تخمینا سه ساعت قبل از طلوع صبح .

 سال 1172 :

اقتدار کریم خانی

از وقایع یکهزار و یکصد و هفتاد و دو عا لیجاه محمد کریمخان زند در شهر صفر المظفر از ابر قو حرکت نموده بسمت یزد رفته وتا حال که سنه یکهزار و صد و نود و یک است فرمان فرمای غالب ممالک ایران است اللهم اجعل سیفه قاطعا علی رقبه اعادی الشریعه النبویه و اجعل اللهم عمره طویلا و حال که هزار و یکصد و نود و سه است در یوم سیزدهم شهر صفر المظفر آفتاب سلطنت او در افق مغرب موت غروب نمود شانزده روز پیش از قران نحسین در برج عقرب .

 سال 1183 :

در گذشت امام جمعه ؛ خویشا وند ما ن

 فوت عالیحضرت سلاله السادات و النجبائی علامی فهامی فرید دهره و وحید عصره المتفرد فی فضائله من الزهد و الورع میر محمد مهدی الحسینی { شماره دود مان نما 5 – 29 } امام الجمعه والجماعه خلف ارجمند عالیحضرت سامی رتبت ...... مرتبت علامی فهامی مجتهد الزمانی المغفور المبرور الی جوار رحمه ربه الغنی المغنی میر محمد حسین ابن مرحوم میر محمد صالح حسینی الخواتون آبادی امام الجمعه و الجماعه یوم یکشنبه 5 شهر رجب المرجب طلوع صبح یوم مزبور سنه 1183. مردی بود در کمال خوبی و خوش خلقی و نیکو خلقت و در کمال زهد و صلاح و خوش مذهبی و دیانت و مردی بود فقیه رحمه الله و حشره مع الائمه الطاهرین و نقل نعش او شد به نجف اشرف .

نظرات خوانندگان :

 

شنبه، ٢٧ خرداد ۱۳٩۱  - ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ

 

 

سیاق نوشتاری بخش آخر نشان از این واقعیت داشته که تا چه حد زبان فارسی خوار و ناچیز شمرده شده و به جای بکارگیری وازه های رسا که فهم آن بر همگان آسان باشد از عبارت های بی روح و گنده گویانه استفاده شده است. به هرحال شرح وقایع جالب است. ممنون از محمد عزیز. 

 

شنبه، ٢٧ خرداد ۱۳٩۱  - ۱۱:٠۵ ‎ق.ظ

 

فتحعلی خان اعتماد الدوله شد { یعنی همان ملعون که موجب مرگ و آزار میر محمد باقر شده بود ؛ ارتقاء مقام یافت ؟ }.
خیلی جالب بوده است البته اگر بتوان سخن نویسنده را قرین واقعیت دانست.