آقای امیر عباس نعمت اللهی : از محمد مدنی : آپادانا آبان ماه 1394
ساعت ٦:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/۱۱   کلمات کلیدی: امیر عباس نعمت اللهی

 

امیر عباس  نعمت اللهی  ( 1312 – 1394 )

آقای امیر عباس در روز پنج شنبه 10 اردیبهشت سال 1394 در بیمارستان به علت نارسایی کبد در گذشتند . روز برگزاری مراسم ختم ایشان مصادف بود با روز 13 رجب تولد مولا امیر المومنین و صحن خانه نو که برای سالها در این روز صحنه تدارک و شور و غوغای جشن میلاد حضرت علی بن ابیطالب به سرپرستی ایشان بود،  اینک شاهد خداحافظی خویشان و دوستان با ایشان گردیده بود .

امیر عباس در 1312 در خانواده ای که همه سالکان طریق فقر و درویشی بودند زاده شد . با مراحل عرفان و طریقت  ،  در خدمت پدر بزرگوارش آقای میر زین العابدین نعمت اللهی و دائی ارجمندش آقا میر ابوطا لب نعمت اللهی آشنایی یافت . بزرگزاده ای بود که حفظ رسوم و آیین های بزرگی پس از درگذشت پدردر سال 1361 تا حد زیادی بر دوشش افتاده بود . درب  خانه اجدادی و چراغ آنرا و جشن های مرسوم عید رجب و عید غدیر را تا وقتی که مقتضیات خارج از کنترل او اجازه میدادند باز و روشن و برقرار میکرد .

او در رشته ادبیات فارسی از داننشکده ادبیات دانشگاه اصفهان در حدود سال های 1335- 1336 لیسانس گرفته بود و دبیر دبیرستان های اصفهان بود . خانم عفیفه میرعمادی که سالها با ایشان در دبیرستان بهشت آیین همکار بود ، از نظم و ترتیب مثال زدنی دفاتر تدریس و امتحان ایشان تعریف میکرد .

در سال 1342 با همسرشان خانم زهره مدرس زاده ازدواج کردند .

بسیار مهربان و فامیل دوست بودند . به ارتباطات فامیلی اهمیت میدادند و در جلسات فامیلی نسبت به همه خویشان ابراز لطف میکردند .

در یک مهمانی ازدواج که در اصفهان برپا شده بود ، وقتی من و دخترم شیرین که در آنوقت دهساله  بود برای استراحت و هواخوری از سالن اصلی خارج شده بودیم و در سالن مجاور نشسته بودیم ایشان هم که به همین منظور از سالن خارج شده بودند از شیرین می پرسیدند آیا میداند که ما با هم خیلی نسبت نزدیک داریم ؟

و در جلسه ازدواج دیگر باز هم در اصفهان ، من نزد ایشان نشسته بودم ، که شیرین جلو آمد و مرا به  حضور در اتاق عقد فرا خواند . آقای امیر عباس این بار خنده ای کردند و مشابهت رفتار و حرکات شیرین را با پدر مرحوم من سرهنگ علی اصغر مدنی ، یاد آور شدند .

سوای شغلشان و وظایف اجتماعی که به جا میاوردند ، به عنوان یک سرگرمی به آشپزی علاقه مند بودند و در پخت هرنوع غذایی مهارت و هنری ویژه داشتند . به خصوص خورشت ماست های ایشان زبانزد و مشهور بود و برخی  مهمانها در بعضی موقعیت های ویژه از آن بهره مند شده بودند .

نگهداری دلسوزانه ، هنر مندانه و هوشمندانه ایشان از دو بنای ارزشمند یکی خانه نو و دیگری خانقاه جای قدر دانی و تشکر فراوان دارد و خوشحالم که این کار را تا حد وسع خود قبلاٌ در زمان حیات ایشان در یکی از شماره های آپادانا به جا آورده ام .

فقدان این بزرگ گرامی را حضور همسرشان و یگانه فرزندشان جناب صابر علی و برادر آقای صفا علی و خواهران ارجمندشان سرکار خانم ها نرجس و طیبه و نیز همه خویشان تسلیت میگویم .

 

                                                 محمد مدنی