در خصوص وبلاگ : از هادی سجادیان : آپادانا آبان ماه 1394
ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/۱٧   کلمات کلیدی: وبلاگ فامیلی ،هادی سجادیان

 

در خصوص وبلاگ 

 

محمد مدنی عزیز

مسئول محترم وبلاگ آپادانا

 

مطلب آخر حضرتعالی در وبلاگ آپادانا را مطالعه کردم. اگر این متن را می نویسم، دو دلیل برای آن دارم. نخست اینکه عنوان و ظاهرا مخاطب اصلی مطلب، بنده ی حقیر هستم و ظاهرا مطلب جوابیه ایست به نوشته ای که چندی پیش تقدیم حضور شد. دلیل دوم نیز این است که حقیر، یکی از مخاطبین وبلاگ آپادانا بوده و هستم. با این توضیح که آنقدری پیگیر نوشته های حضرتعالی در وبلاگ هستم که نیازی به اطلاع رسانی مستقل نباشد. پس با این دلایل به خود اجازه دادم تا جسارت کرده و نوشته ی دیگری تقدیم حضور کنم، به این امید که روشنگر برخی زوایای پنهان باشد. این مطلب را در ده نکته تقدیم حضور می کنم.

 

نکته اول: کسانی که اصولا مونولوگ را در دستور کار قرار می دهند، یا برای بیان نظرات خود پشت این و آن پنهان می شوند، همیشه مایه تاسف و تاثر من بوده اند. الهی این نوشتار حضرتعالی و بنده ی حقیر به سمع و نظر تمامی افراد، مخصوصاً کسانی که توان برقراری دیالوگ و مواجهه با نظر مخالف را ندارند، برسد. نخستین پند مطلب جنابعالی به من و سایرین می تواند این نکته ارزشمند باشد که کنار هم قرار گرفتن نظرات مخالف می تواند آموزنده باشد و ما باید بیاموزیم هرکس مبتنی بر خواسته های خود می تواند تصمیم بگیرد، می تواند اشتباه کند و می تواند مسیر حرکت خود را تدوین و انتخاب کند. از حسن نظر شما بابت این دیالوگ – حداقل به نظر من – دوست داشتنی صمیمانه تشکر و قدردانی می کنم.

 

نکته دوم: انتخاب عنوان " وبلاگ رسمی فرزندان میرعماد " در آن مقطع دلایل مختلفی داشت. البته من هیچگاه نقدی از هیچ یک از مخا طبین و همکارانم در مجموعه تحریریه در خصوص عنوان وبلاگ دریافت نکردم. این عنوان که فکر می کنم استفاده از واژه " رسمی" برایتان بی معنا بوده، صرفا با قصد جذب مخاطب و همکاری بخش بیشتری از بزرگان خاندان، انتخاب شد. در حقیقت ما می خواستیم اینجا را به عنوان پایگاهی برای تمامی اعضای خاندان فراهم کنیم نه صرفا بخشی از خاندان که نوشتارشان یا عقایدشان مورد وثوق ماست. به همین دلیل از این عنوان برای نام محل مجازیمان استفاده کردیم.

 

نکته سوم: در پاسخ به این جمله " یعنی من باید در یک محدوده فکری و اعتقادی که قرار است  به عنوان خط فکری رسمی خاندان میرعماد شناخته شود مطلبم را بنویسم ؟ " حقیقتا من هیچ محدودیتی در دامنه خطوط فکری موجود در وبلاگ نمی دیدم. شاید بد نباشد به آرشیو وبلاگ مراجعه نمایید تا ببینید چه مطالب متنوعی در آن منتشر شد. که این تنوع سرفصل ها در خود فرزندان میرعماد هم موجود است. از نظر منی که این وبلاگ را راه اندازی کرده بودم، فرزندان میرعماد شامل بزرگانی با ادعاهای تعالی در حوزه عرفان و معنویات بودند تا جوانی که زاده در یک کشور اروپایی بود تا یک دانشجوی ساده که درهمین مملکت خودمان درس می خواند و تا بی نهایت تنوعی که انسان ها می توانند با یکدیگر داشته باشند. من هم در این میان، صاحب خط فکری خودم بودم و صرف نظر از اینکه از روز اول تصمیم داشتم و فکر می کنم موفق هم بودم  که پای سیا ست را از چرخه

مطا لب وبلاگ دور نگه دارم ، هیچ مطلبی خواه مورد نظر من یا خواه مورد تنفر من نبود که پشت تحریریه وبلاگ خاک بخورد. بنابراین به هیچ وجه محدودیت خط فکر را نمی توانم بپذیرم. اما خوشحال می شوم اگر مصادیقی در تضاد با ادعای حقیر دریافت کنم. در آن صورت بازهم اشتباه از هادی سجادیان بوده که همیشه هم از همه عزیزانم خواسته بودم من را در مسیر حرکتی وبلاگ راهنمایی کنند.

 

نکته چهارم: در خصوص اشتباهات املایی پیش آمده در مطالب . تمامی مسئولیت ها و کاستی ها ی مربوط به هادی سجادیان به عنوان مسئول آن وبلاگ بازمی گردد. در حقیقت ویرایش متون یکی از وظایف هر رسانه نوشتاری است که هرگاه این مطلب به درستی انجام نشده، قطعا قصور از جانب حقیر بوده است. اما، حقیر را ببخشید اگر میان خطاهای نوشتاری و عنوان وبلاگ هیچ ارتباطی نمیابم.

 

نکته پنجم: پیشنهاد به جنابعالی برای در اختیار گرفتن مدیریت وبلاگ دقیقا در زمانی انجام شد که شما در محفلی خصوصی اعلام کردید که قصد راه اندازی یک وبلاگ شخصی را دارید. در دو مقطع این پیشنهاد را به شما تقدیم کردم، نخستین بار در منزل خودتان زمانی که از تصمیم ناگهانیتان رونمایی کردید. و دومین بار هم در یک محفل خانوادگی در باغ معروف لواسان. که اعلام کردم آنچه که قصد دارید را با مدیریت خودتان در وبلاگ رسمی فرزندان میرعماد انجام دهید، فقط پذیرای نوشته های اعضای فامیل بدون سانسور سلیقه ای نیز باشید. که شما فرمودید قصد من تجربه اداره یک وبلاگ شخصی است.

 

نکته ششم: در خصوص مطالب مذهبی، من هم با شما موافقم، همیشه معتقدم هرچیزی باید در سر جای خودش قرار بگیرد. ما مسجد راه اندازی نکرده بودیم و ادعایی هم در حوزه مذهبی نداشتیم. اما شاید لازم باشد یک بار دیگر یادآوری کنم که وبلاگ متعلق به همه اقشار خاندان با همه سلایق و همه اندیشه ها بود. من همیشه دغدغه برخورد با دگر اندیشان را داشتم. یعنی آنهایی که می اند یشند به آنچه من نمی اندیشم. پس برای آنان نیز باید فضایی فراهم می شد تا به سلیقه خودشان بنویسند و مخاطبین خودشان را هم داشته باشند. شاید در یکی از شماره های وبلاگ به دلیل طولانی شدن زمان انتشار و نرسیدن مطالب متنوع، بخش عمده ای از آن شماره به مطالب مذهبی اختصاص پیدا کرد که بی شک این نیز یکی از ضعف های مدیریتی من در دوران فعالیت وبلاگ بود.

 

نکته هفتم: در خصوص درخواست من از جنابعالی برای تصحیح و افزودن نام فرزند یکی از مخا طبین به وبلاگ، باید عرض کنم، ما مدیریت یک وبلاگ خانوادگی را به عهده داشتیم. اینجا ما صاحب یک برنامه تلویزیونی یا یک روزنامه مستقل نبودیم. مخا طبین ما یک روز مخاطب ما بودند و یک روز دیگر همکار ما در تحریریه وبلاگ. پس باید رضایتمندی اعضای خاندان را در حد استاندارد جلب می کردیم. البته روش پیشنهادی شما مبنی بر اینکه فرد مورد نظر خود با مقاله ای این نکته را متذکر می شد نیز خارج از اصول رسانه ای نبود اما در آن مقطع این تصمیم را گرفتیم.

 

نکته هشتم: در مورد اینکه یکی از دلایل کاهش مخاطب هر دو وبلاگ فعا لیت موازی بود، ضمن احترام به نظریات حضرتعالی باید عرض کنم کماکان بر نظر خود تاکید می کنم. مقایسه شما بین دو وبلاگ ما با محوریت موضوعات خانوادگی با پیشخوان روزنامه فروشی ها به نظرم مقایسه ای به شدت غیر معقول است. آنجا که محدودیت موضوعات و مخاطبین و نویسندگان را در خاندان خودمان با جمیع روزنامه نگاران با تفکرات سیاسی و اجتماعی مختلف مقایسه می کنیم، بی اینکه اشاره کنیم به اینکه در روزگاری شما به وبلاگ شخصیتان کوچ کردید که هردو شدیدا در حال بررسی نحوه افزایش مخاطبین وبلاگ بودیم. به هر روی، از نظر حقیر برای یک جمع محدود وبلاگ خوان، جذابیتی ندارد که در باب یک واقعه خانوادگی دو رسانه را مورد نظر قرار دهد. مگر چند بار می توان به وفات یا ولادت یک فرد مراجعه کرد؟ مگر چند نفر آماده قلم زدن در وبلاگ در خاندان داریم؟ مگر همین من و شما نبودیم که به دنبا ل راهکاری برای درگیر شدن بخش بیشتری از خاندان برای حضور در قسمت نظرات داشتیم؟ حال، با کوچ شما، این جمع به دو نیم تقسیم شد. و شکی نیست که وقتی مخاطب افت کند، انگیزه ها نیز با افت شدیدی مواجه می شوند.

 

نکته نهم: در خصوص بی توجهی ها و بعضا توجه های ناگهانی و دستورات از بالا نیز، هردو درد دل های مشترکی داریم، که بارها هم عنوان کردیم، بله، متاسفانه این مشکل همیشه نه صرفا در خاندان ما که در فرهنگ ما وجود داشته که دلمان خواسته رسانه هم نوا با خواسته های ما تغییر جهت دهد. در این مورد به شما کاملا حق می دهم.

 

و نکته آخر: تصمیم شما مبنی بر ادامه فعالیت وبلاگ آپادانا با هر میزان مخاطب یا هر متر و معیار دیگری قطعا محترم بوده و حقیر نیز به عنوان یکی از مخا طبین این وبلاگ از هیچ همکاری در راستای اعتلای آن دریغ نخواهم کرد. هرچند فاصله حقیر از صنعت وبلاگ داری بی تردید موجب محدودیت هایی خواهد بود. اما تردید نکنید با توجه به اینکه تمام این سختی ها و مشکلات را در دوره ای تجربه کردم، و البته ارزش ویژه ای که برای ذات در اختیار داشتن یک رسانه قائلم، قطعا دست به هر کاری خواهم زد تا این وبلاگ نیز با قدرت به کار خود ادامه دهد. الهی همواره راهتان پایدار باشد و همیشه رضایت خاطرتان از در اختیار داشتن یک وبلاگ شخصی جلب گردد.

 

                                                         ارادتمند

                                                        هادی سجادیان

 

نظریات خوانندگان : 

یکشنبه، ۱٧ آبان ۱۳٩۴  - ۸:٠۸ ‎ب.ظ

در خصوص وبلاگ : از هادی سجادیان : آپادانا آبان ماه 1394

از هادی سجادیان عزیز به خاطر مقاله جامعش متشکرم و از خواندنش بسیار لذت بردم . البته گفتگوی من و هادی مربوط می شود به رخداد های در حاشیه وبلاگ در سال های 84 تا 87 . روایت من از این رخداد ها و نکات گاه ممکن است با روایت هادی متفاوت باشد . ولی تصور میکنم هردو ما نظریات و دیدگاه ها و سلایق  خود را به هر حال مطرح کردیم  که  البته همیشه هم همسو نبودند . ولی به خصوص از خواندن نکته  آخر خیلی شاد شدم و امیدوارم که  هادی سجادیان عزیز همانگونه که وعده داده است من و خوانندگان وبلاگ را از نوشته هایش بهره مند فرماید و چنانکه بارها ابراز کرده ام اینجا را از خود بداند .

نویسنده:محمد مدنی[mohammad_madani@rocketmail.com]

 دوشنبه، ۱۸ آبان ۱۳٩۴  - ٩:۱۶ ‎ق.ظ

در خصوص وبلاگ : از هادی سجادیان : آپادانا آبان ماه 1394

محمد عزیز، بدون تردید بیان نظرات در یک فضای آزاد، از ویژگی های یک رسانه محسوب می گردد.، لذا، این قبیل متون که می توانم آنها را نقد محترمانه و منصفانه بنامم، کمک شایانی به آموزش بیشتر نقد خواهد کرد. در مورد نکته آخر، بازهم تاکید می کنم، قطعا هرآنچه که در توان حقیر در جهت بهبود وضعیت وبلاگ آپادانا باشد، تقدیم خواهم کرد. ارادتمند. هادی.

نویسنده:هادی سجادیان[Hadi_sadjadian@yahoo.com]