از پاریس به پا قلعه ( 2 ) : دکتر ابراهیم نعمت اللهی : آپادانا اسفند 1394
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٢/٢۱   کلمات کلیدی: دکتر ابراهیم نعمت اللهی ،آقا مرتضی نعمت اللهی

بخش دوم نامه های آقای دکتر نعمت اللهی در زمان تحصیلشان در فرانسه را به حضورتان تقدیم میدارم . این نامه ها بین آذر 1307 تا روز های پایانی اسفند 1307 نگاشته شده اند

نامه های از پاریس به پا قلعه ( بخش دو )

نامه پنجم ، حضور پدر

 27 ج 2

1347                                          یا مرتضی علی

 ( 20   آذر 1307 )   

 

 خداوند گارا تصدق حضور مبارکت گردم   همواره از درگاه حضرت احدیت سلامتی ذات مقدس عالی را خواهان .

بعد الحمد الله در زیر سایه حضرت شاه اولیا ء و توجهات باطنی آن ذات مقدس سلامت  و به دعا گوئی مشغول و امید وارم که سایه بلند پایه ی مبارک همیشه بر سرم مستدام باشد . 

 باری وضعیات بحمدالله از اول ماه دسامبر فرنگی که 10 روز از آن میگذرد تغییر کرده و برخلاف ماه گذشته مخارج را دست خودمان دادند به این معنی که فعلا ماهی 1250 فرانک که تقریبا معادل 50 تومان باشد برای مخارج به خودمان میدهند و مخارج مدرسه و کتاب و لوازم مریضخانه و لباس از این پول مستثنی است . آنها را علیحده خودشان متحمل میشوند –

چاکر هم منزل خود را تغییر داده فعلا در میهمانخانه ای اطاقی گرفته ام که در ماه قریب 16 تومان اجاره دارد . در یک اطاق لوازم زندگانی یکنفر تماما موجود به این معنی که آب جاری سرد وگرم و تخت خواب با تمام لوازم – چراغ الکتریک و میز و صندلی و فرش کف اطاق و دولابچه بزرگ برای لباس و کتاب و دستشوئی و یکنفر مستخدم که روزی یک مرتبه اطاق را جاروب کرده و در مواقع معین ملافه و حوله های اطاق را عوض میکند . و بدین ترتیب هر مسلمانی کاملا می تواند ترتیب نماز و طهارت خود را مرتب کند بدون اینکه آلوده به نجاست بشود .

منهم یک عدد پیراهن بلند با یک حوله برای زیر پا جهت نماز علیحده گذارده ام و در موقعی هم که کثیف بشود خودم در اطاق در زیر آب جاری میشویم . ولی مسئله ای در اینجا مشکل است و هرچه هم فکر کرده ام ، فکرم بجائی نرسیده مسئله حمام است که در اینجا یا دوش است یا حمام های کوچک یکنفری که به زحمت به اندازه یک کر آب میگیرد و تکلیف خود را از این حیث نمیدانم .

باری آن خانواده ی مسلمانی را که حضرت مستطاب عالی در نظر دارید ، در اینجا سراغ ندارم و هر شخص غریبی منزلش در اینجا به همین ترتیب است . بسیاری از خود فرانسوی ها و خانواده ها هم در مهمانخانه ها منزل دارند .

اما خوراک – غذاهایی که شبیه به غذاهای ما است بسیار است .  گوشت گوسفند وگاو و گوساله قسمت عمده غذا را تشکیل می دهد . علاوه چیز های دیگر از قبیل سیب زمینی و حبوبات و میوه جات و مربا آلات در سر هر غذائی به مقدار زیاد یافت می شود و کسی هم مجبور نیست گوشت خوک یا چیز دیگری را بخورد . ولی در طریقه طبخش دیگر چاره ای نیست . گرچه آنچه می بینم هیچوقت دست به خوراک نمی زنند و همه چیز حتی اغلب نان را هم با چنگال و قاشق بر می دارند . اما اگر آنها هم پاک نباشد دیگر علاجی نیست .

خلاصه خدمت حضرت آغای والده عرض سلام میرسانم . عریضه ای هم در هفته ی قبل خدمتشان عرضه داشته ام لابد رسیده .

عطیه خانم، آغا سکینه ، و آقا محسن خان و بتول خانم را سلام میرسانم - اهالی اینطرف و آنطرف همه گی را سلام میرسانم .

درویش شکرالله را اگر تا آنوقت در اصفهان باشند عشق بلندی می رسانم . سایر اخوان را فردا ٌ فرد سلام میرسانم .

مخارج را از اول به دست خودمان نمی دادند و حق هم داشتند .  بعد از یک ماه و نیم فقط ( عمد تا ) محصلین طب و مدرسه حقوق را به دست خودشان دادند و فعلا به این ترتیب وضعیت هم بدی نیست و چون امسال مخارج سفر هم داشتیم ، شاید از اول عید بیشتر هم پول بدهند .                                                            

                                                       زیاده خاکپای مبارکت گردم

                                                            امضا : نعمت اللهی

 به آدرس قبلی لازم نیست کاغذ بنویسید چون در اول ماه که 20 روز دیگر باشد تغییر منزل داده به جائی نزدیک به مدرسه و مریضخانه هر دو باشد خواهم رفت . اگر کاغذی هم به آدرس قبل نوشته باشید میرسد .

در خاتمه چون عید مولود حضرت شاه اولیاء نزدیک است تبریکات قلبی تقدیم میدارم .

نامه ششم ، خدمت مادر

 تصدقت گردم

 انشا الله تعالی مزاج مبارک در کمال صحت وعین عافیت بوده و خواهد بود . به حمد الله منهم در زیر سایه مرتضی علی سلامت و بکار خود مشغول . وضعیات غذا و خوراکم هم بد نیست . خوراک های بدی نداریم در عریضه ای که خدمت آقای ابوی نوشته بودم از نداشتن حمام پاک شکایت کرده بودم ولی فعلا پهلوی مسجد مسلمین حمامی هم پیدا کرده ام که عینا مثل حمام های خودمان است از این قسمت هم راحت هستم – بعد ها حضور حضرت آقای ابوی به عرض فدویت و جان نثاری مفتخر فعلا عذر عریضه علیحده می خواهم .

اهالی اینطرف و آنطرف همه گی را سلام می رسانم . بتول خانم را دیده بوسی می نمایم . خدمت حضرت آقای عمو جان به عرض سلام مصدع . حواله علیرضا خان هم گذشته است . دایمیت ؟ ندارد ولی تا قبل از رسیدن تعلیقه مبارک ازآن اطلاعی نداشتم . زیاده بر این تصدقت

امضا : نعمت اللهی 

خدمت آقای ذوالریاستین هم در یکماه قبل عریضه نوشته ام . 

آدرس را هم به هرکه میدهید بنویسد مطابق آنکه در صفحه پهلو مینویسم نوشته بفرستید. 

پاریس – فرانسه 

M.Neematollahi

133. Bd  Brune. 133

Paris XIV

 France

نامه هفتم ، برای برادر

11 ژانویه 

1929    

( 21 دی 1307 )

 محسن جان     امید وارم که انشا ء الله با کمال سلامت و خوشی مشغول تحصیل و کار بوده باشید . در هفته قبل کاغذی از شما رسید . خیلی خوشوقت شدم که خط شما را زیارت کردم .البته شما همه ( هفته ؟ ماهه ؟ ) اقلا باید یک کاغذ برای من نوشته از سلامتی حضرت آقای ابوی و آغای والده و سایرین به من اطلاع دهید .

از وضعیات مدرسه و دروس هم که می خوانید برای من بنویسید .

یک عکس هم با لباس پهلوی در حضور حضرت آقای ابوی گرفته برای من بفرستید . جمیع اخوان مخصوصا جناب در ویش شکرالله و آقا میز علی  و آقا میرزا حیدرعلی و آقا میرزا علی را از قول من عشق بلندی برسانید .

                                              بقیه سلامت و خوش باشید

                                                امضا : نعمت اللهی

یک عریضه خدمت حضرت آغای والده و دو کاغذ جهت عطیه خانم  و آغا سکینه نوشته ام – 

جناب درویش شکرالله ، آقا میز علی ، آقا میرزا حیدر علی و آقا میرزا علی : از دراویش و دوستان بوده اند

نامه هشتم ، حضور پدر

9 شعبان

1347                                          یا مرتضی علی

 ( 1 بهمن  1307 )   

  خداوند گارا

تصدق حضور مبارکت گردم   همواره از درگاه پروردگار متعال  سلامتی ذات مقدس عالی را خواهان بوده و هستم .

این جان نثار هم بحمد الله سلامت و در زیر سایه حضرت شاه اولیا ء به دعا گوئی آن ذات مقدس مشغول . 

مدتی است می گذرد که از طرف حضرت مستطاب عالی دستخطی زیارت نکرده ام . علتش را نمی دانم . 

در دو هفته قبل کاغذی از آغای والده و آقا محسن و سکینه خانم رسید . جوابهایش را برایشان فرستادم لابد رسیده .

جناب اجل نایب رضا خان به عرض فدویت مفتخر – وضعیات زندگی هم فعلا بد نیست . پول که دست خودمان است . از ترتیب غذا و خوراک  و حمام غیره هم عرضه داشته ام ، مسبوق هستید  . 

اهالی اینطرف و آنطرف همه گی را سلام میرسانم .

اخوان را یکی یکی  سلام میرسانم .                                                             

                                                    زیاده قربان خاکپایت گردم

                                                       امضا : نعمت اللهی

 

نامه نهم : خدمت  جناب آقا مرتضی نعمت اللهی 

 3 رمضان             24 بهمن

1347      مطابق     1307                                         

 قربانت گردم

پس از تقدیم مراتب ارادتمندی و اخلاص سلامتی وجود مبارک  را از خداوند متعال  خوا ستارم .

در روز 26 شعبان مرقومه ای که در جوف پاکت حضرت آقای ابوی با پست هوائی 22 روزه ارسال فرموده بودید رسید . فوق العاده اسباب مسرت و ابتهاج مخلص را فراهم ساخت . امیدوارم که همیشه از اینگونه اظهار لطف ها بفرمائید – مخلص هم  بحمد الله در زیر سایه مرتضی علی سلامت و مشغول تحصیل .

از اوضاع تحصیلیم چیزیکه قابل توجه و نگارش باشد ندارم . فقط چیزیکه خیلی مهم است سرمای شدید است که از قراریکه میگویند تا کنون چنین سرما یی در اروپا نیامده . درجه حرارت در پاریس تا 16 درجه زیر صفر و بعضی جاها 20 درجه رسیده . در روسیه تا 55 زیر صفر رسیده و در مسکو قریب 1500 نفر را بواسطه ی اینکه دست و پایشان یخ زده است به مریضخانه برده اند . حکایت غریبی است  سرما در برلن 40 نفر را گوششان را به واسطه یخ زدگی مجبور به بریدن شده اند – باری باز برای اینکه قدری به عریضه ام بسط داده باشم مختصری از اوضاع پاریس می نگارم – از اوضاع خیابانها چیزیکه می توانم به عرض مبارک برسانم ، جمعیت زیاد است که از کثرت جمعیت رفت و آمد و عبور هم خالی از زحمت نیست ، در سر یک چهارراه کم اهمیتی  در هر 5 دقیقه اقلا 200 اتومبیل حرکت میکند که اگر یک خیابانی به عرض و طول چهار باغ را درنظر بیاوری از صبح ساعت 7 به ظهر تا 1 بعد از نصف شب همیشه اقلا 2000 اتومبیل در آن متحرک است – باری روز قبل از روی رودخانه سن که از وسط پاریس می گذرد عبور می کردم دیدم از بالای سرم آئروپلان در طیران از روی پل ، و اتومبیل و واگن های برقی و اتومبیل های بزرگ 30 نفری در حرکت از زیر پل ،  و کشتی ها از روی رودخانه شناور،  متذکر شدم که از زیر رودخانه هم واگن های برقی حرکت می نمایند. تعجب می فرمایید که چگونه از زیر چنین رودخانه ای که قابل کشتیرانی باشد خط آهن کشیده اند . بالاتر عرض کنم که فعلا مشغول مذاکره اند که مابین پاریس و لند ن را از زیر دریای مانش که بین مملکت فرانسه و انگلیس واقع است به توسط خط آهن زیر دریایی مربوط نمایند . خلاصه این قبیل چیزها نظایر بسیار دارد. 

بعدها حضور مبارک حضرت آقا ارواحنا فدا به عرض آستانه بوسی و عبودیت مفتخر . امیدوارم که از توجهات باطنی و دعای خیرم فراموش نفرمایند .

 خدمت حضرت علیه عالیه ننه جان به عرض سلام مصدع –خدمت مکرمه معظمه دایی خاطونی مخصوصا عرض سلام می رسانم و از اظهار مرحمتشان کمال امتننان را دارم – عطیه خانم و عموم اهالی اینطرف و آنطرف را سلام می رسانم .

خدمت حضرت مستطاب آقای آقا میرزا زین العابدین به عرض ارادتمندی مصدع و خوشی و سلامتیشان را از آستان مولا ع خواهان و فعلا عذر عریضه علیحده میخواهم – جناب درویش شکرالله را عشق بلندی میرسانم . آقا قنبر علی را احوالپرسی میکنم و امیدوارم بهبودی کامل حاصل شده باشد . 

زیاده بر این سلامتی و خوشی وجود مبارک را از حضرت شاه اولیاء خواستارم .

                                              

                                                                  تصدقت

                                                           امضا : نعمت اللهی

 متحیرم این عریضه را با پست هوائی یا غیر هوائی بفرستم . علی الله با پست غیر هوائی می فرستم بلکه شوقعلی از سر راهش غفلت کرده زودتر برسد .

                                                          امضا : نعمت اللهی

حضرت آقا : منظور حضرت آقای میرزا عباس هستند.

حضرت علیه عالیه ننه جان : برایم مشخص نشده اند .

مکرمه معظمه دایی خاطونی : احتمالا ً در اینجا منظور همسر آقای میرزا عباس

( دایی مادر دکتر نعمت اللهی ) هستند.

نامه دهم ، حضور پدر

 16 رمضان

1347                                         

 ( 7  اسفند 1307 )   

  خداوند گارا تصدق حضور مبارکت گردم   همواره از درگاه حضرت احدیت سلامتی ذات مقدس عالی را خواهان بوده و هستم .

بعد از حالاتم خواسته باشید ،  در زیر سایه حضرت شاه اولیا ء سلامت  و به تحصیل و دعا گوئی ذات مقدس عالی مشغول –

در دو روز قبل از شیراز حضرت آقای ذوالریاستین ارواحنا فدا  دستخطی  مرقوم فرموده بودند در جواب که در چند وقت قبل عرضه داشته بودم . پس از اظهار الطاف و مراحم مرقوم فرموده بودند که اگر مابین رفقاء خود کسی باشد که مایل به فقر بوده باشد تو مجاز هستی که آنها را به صراط مستقیم حقه  رضویه هدایت نمائی – صرف نظر از اینکه چنین اشخاصی در اینجا پیدا شوند یا نشوند اولا مرا کجا چنین قابلیتی کجا ؟ ثانیا رسم و طریقه ی آن را نمیدانم . من عجالتا توجه باطنی بزرگان و پیشوایان اهل طریقت را می طلبم که ( کلاه خودم را سر دارم ؟ ) و به توجهات باطنی آنان اخلاق خودم را تصفیه نمایم – 

 باری امروز 16 روز است که بحمدالله روزه را با کما ل زحمت گرفته ام . چه سحری خوردن در اینجا خیلی اسباب زحمت است . نه از حیث بیدار شدن به وقت ، بلکه از حیث تهیه غذا ء . ولی موقع افطار ، موقع شام خوردن عمومی است و تمام رستوران و مهمانخانه ها باز است . 

خدمت حضرت آغای والده عرض سلام میرسانم . 

عطیه خانم و  آغا سکینه  (که جواب کاغذ شان را هم داده ام )  و آقا محسن و بتول خانم  و سایرین را سلام میرسانم –

دستخطی را هم که با پست هوائی فرستاده بودید چنانچه به آقای آقا مرتضی نوشته ام پس از 22 روز رسید .

از رسیدن عکس مبارک خیلی خیلی خوشوقت شدم ، گرچه یکی دیگر هم داشتم -  بنا بود آقا محسن هم عکس گرفته برای من بفرستد که نفرستاد .                                                         

                                                     زیاده قربان وجود  مبارکت گردم

                                                               امضا : نعمت اللهی

 نامه یازدهم  ، حضور حضرت  آقا ی میرزا عباس    

 24 اسفند

1307                                          

 خداوند گارا تصدق حضور مبارکت گردم   قبله گاها ، پس از مراتب آستانه بوسی و ادای وظائف جان نثاری ، سلامتی ذات مقدس عالی را از خداوند متعال خواهان بوده و هستم .

چاکر هم بحمدالله در زیر سایه مرتضی علی و توجهات باطنی حضرت مستطاب عالی سلامت  و به دعا گوئی آن ذات مقدس مشغول –

وضعیات هم بحمدالله بد نیست و امیدوارم که به همت شاه اولیا ء  و توجهات باطنی اولیا ء حق بقیه تحصیلات خود را به خوبی خاتمه داده به ایران مراجعت کنم و از این راه بتوانم  فائده ای به نوع خود برسانم . 

بعد ها خدمت حضرت علیه عالیه ننه جان عرض سلام میر سانم . خدمت آقای آقا مرتضی و آقا ی آقا میرزا زین العابدین به عرض ارادت مصدع . مکرمه معظمه عمه جان و دایزه جان و عموم اهالی اینطرف و آنطرف را سلام میرسانم . 

جناب جلالت ماب آقای نا ئب رضا خان به عرض فدویت مفتخر و سر افراز . 

اوضاع اروپا و پاریس به قدری زیاد است که نمیدانم از کجا شروع کرده و به کجا ختم نمایم . لذا صرف نظر کرده تصدیع خاطر مبارک را فراهم نمی سازم .

                                                   

                                         زیاده تصدق حضور مبارکت گردم

                                                  امضا : نعمت اللهی

 منظور از عمه جان ، همسر آقا میرزا عباس که عمه آقای دکتر نعمت اللهی بوده اند  و منظور از دایزه جان ، خواهر آقا میرزا عباس که خاله مادر دکتر نعمت اللهی بوده اند .

آقای نائب رضا خان هم مرحوم ستوان رضا مستوفی صدری هستند که در همان زمان در یکی از دانشگاه های  نظامی پاریس به تحصیل اشتغال داشتند و منزل پدریشان در کوچه جنب مدرسه پاقلعه قرارداشت .   

پنجشنبه، ٢٧ اسفند ۱۳٩۴  - ٧:٠۶ ‎ق.ظ

از پاریس به پا قلعه ( 2 ) : دکتر ابراهیم نعمت اللهی : آپادانا اسفند 1394

سلام عمومحمد. خیلی خیلی ممنونم از وقتتان. چقدر خواندن نامه های عمودکتر جالب است. می توان بارها و بارها خواند و هر دفعه نکته ی جدیدی به ذهن می رسد. احتمالا باز هم سوال پیش می آید اما از دفعه ی پیش می خواستم معنی این عبارت "اهالی اینطرف و آنطرف" را بپرسم. آیا یک اصطلاح بوده به معنی "همه ی اهالی" یا اینکه معنی خاصی مورد نظر عمودکتر بوده است. در نامه ها بارها و بارها این عبارت آورده می شود. باز هم خیلی خیلی ممنون و پیشاپیش عیدتان مبارک.

نویسنده:نرگس 

 

جمعه ، 28 اسفند 1394 

پاسخ : 

سلام نرگس جان عزیز . از اینکه با دقت مطالب را میخوانی و در مورد آنها با علاقه نظر میدهی بسیار متشکر و خوشحالم و احساس میکنم که مطلبم مورد استفاده قرار میگیرد . من هم فرا رسیدن نوروز را تبریک میگویم . و اما در مورد سوالی که مطرح کرده ای . همانطور که خودت نوشته ای  " اهالی اینطرف و آنطرف " می تواند به معنای همه ی دوستان و آشنایان باشد . یک دریافت دیگر : " اهالی اینطرف " یعنی همه ساکنان آن زمان "خونه کهنه" یعنی خانواده خود عمو دکتر شامل پدر و مادر و خواهران  و برادر عمو دکتر و خانواده عمویشان شامل همسر عموی درگذشته شان و پسر عمو ها و دختر عمو هایشان و احتمالا ً پسر ان عمه کوچکترشان و خدمتگزاران مربوطه و " اهالی آنطرف " یعنی ساکنان " خونه نو " که شامل آقای میرزا عباس و همسرشان بیگم کوچک که عمه ی  عمو دکتر بودند و آقای میر زین العابدین و آقا مرتضی و آقا مهدی و خواهر آقا میرزا عباس و ...  می شود  . البته استنباط عمو اکبر از این کلام عمو دکتر به صحت نزدیکتر خواهد بود . 

نویسنده : محمد مدنی