تیمن به 110: نوشته منوچهر مدنی پور : آپادانا دی ماه 1387
ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٧   کلمات کلیدی:

 

حکایتی به روایت خانم ملیحه خواجه نوری

   (مدنی پور )

 

   این نامه الکترونیکی را نیز از پسر عمه گرامیم منوچهر در یافت کردم ،

   با هم می خوانیم :

 

سلام محمد جانم،

کار را تمام کردی و کاری بود کارستان، وبلاگت به یک مهمانی بزرگ طولانی می ماند. ممنون و سپاسگزار.

داستانی دارم که همسرم ملیحه بعد از دیدن وبلاگ  زیبایت حکایت کرد. قبل از ازدواج لعیا خانم وشما، پسر دایی عزیزم، مرحوم خانم دایی از همسر من می خواهند که شما را برای خرید بعضی از وسایل عروسی همراهی کند. همسرم می پذیرد و شما سه نفری به خرید می روید. بعد از خرید وقتی که همسرم بقیه پولی را که خانم دایی برای قسمتی از خرید داده بودند به ایشان می دهد ، آنرا می شمارند و می گویند دستت درد نکنه ملی جون. صد و ده تومن. من به نیت صد و ده این ازدواج را خوش یمن و مبارک میدانم .                                

                                             منوچهر مدنی پور

بلی درست است ، مادرم به عدد 110 که به حساب ابجد معادل نام مبارک حضرت   "علی " است علاقه زیادی داشتند و دلشان می خواست همیشه کارهایشان را بر مبنای این عدد انجام دهند و اگر هم به طور تصادفی مثل حکایت بالا این عدد خود ش   را نشان میداد ، خیلی خوشحال میشدند و آنرا به فال نیک میگرفتند.