ندای کوهستان
ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/۱٥   کلمات کلیدی:
آپادانا – مطلب سوم

دعوتی به دامنه طبیعت

ندای کوهستان

روزها یکی پس از دیگری میایند و میروند و ما در این شهر پر از دود و دم گرفتار زندگی روز مره خودیم . زندگیمان درپیمودن مسیر یکنواخت بین خانه و محل کارمان میگذرد . ملاقات هایمان هم اغلب با ا شخاصی ثابت و محدود و آنهم اغلب در حین  تماشای برنامه های تلویزیون صورت می گیرد . از تحرک و فعالیت بدنی خبری نیست . همه راه ها هم با اتومبیل شخصی یا دیگر مطابق مد این روزها با تاکسی آژانس طی میشود. جمعه ها هم برای  خود این حق را قایلیم که تا ساعت 10 و 11 در بستر بمانیم زیرا یک هفته تمام کار کرده ایم و صبح زود از جا برخاسته ایم و  می خواهیم کمی هم آرامش داشته باشیم. و این سیر همینطور و در تمام طول سال ادامه می یابد بدون اینکه بهره ای از هوای تا حدی پاکتر این کوه سر به فلک کشیده ای که بطور متوسط  فقط  10 کیلومتر با ما فاصله دارد و با اولین قطرات باران پاییزی در تهران ، یک پوره برف قسمت های مرتفع ترش را می پوشاند ، برده باشیم .  

کوه پیمایی شهری از سنت های خانوادگی ما بوده است و بزرگترهای ما چه در جوانی و چه در میان سالی همواره دوستار این ورزش مفرح و ساده و به اصطلاح بی دنگ و فنگ بوده اند . در اصفهان آقای آقا محسن و آقا محمد نعمت اللهی ( که سابقه ورزش زورخانه ای نیز داشتند .) مدت ها هر جمعه به کوه صفه و در تهران آقای آقا مهدی سجادیان به دامنه توچال و پس قلعه میرفتند که من هم این افتخار را داشته ام که یکبار همراهشان باشم .

به هر حال همه ما از این موهبت طبیعی هرچند کم ولی تا حدی بهره مند شده ایم  وبرای فایق شدن بر رخوت صبحگاهان جمعه احساس میکنم همراهی و متعهد شدن و هم قرار شدن با دوستان بهترین راه حل این مشکل است .

در اینجا شادمانه و خطاب به همگی دوستان و بستگان اعلام میکنم که من به امید خدا صبح روز جمعه  11 آبان ماه 86 بین ساعت 7 تا 5/7 در پارک جمشید یه ، خیابان نیاوران مشتاق دیدارشان هستم تا به امید خدا عازم کلک چال شوم . به آیندگان احتمالی یاد آور میشوم که چند لقمه چاشت ، کفش هاییکه سر نباشد ، و پوشش گرم فراموششان نشود . به امید دیدار.   

ضمنا چقدر خوب میشد اگر خوانندگان وبلاگ نظرات یا خاطرات جالب خود را از کوه پیمایی های خودشان در گذشته و حال بیان میکردند . 

                                                                        محمد مدنی