پرونده ای برای روضه و فامیل : نوشته : محمد مدنی : آپادانا بهمن 1387
ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٢   کلمات کلیدی: روضه خوانی ،حسن مدنی ،حسین سجادیان ،روضاتی

 

کشتی شکست خورده ز طوفان کربلا در خاک و خون فتاده به میدان کربلا گر چشم روزگار بر او فاش میگریست خون میگذشت از سر ایوان کربلا

 

پرونده ای برای روضه در فامیل

عصر روز عاشورای امسال که برابر 18 دیماه بود، برای شرکت  در مجلس روضه  در معیت جناب آقای علی مهدوی و سرکار خانم زهرا خانم مهدوی ,عازم منزل  جناب آقای حاج آقا حسین سجادیان واقع در نیاوران شدم .این مجلس را ایشان سال هاست که در منزلشان بر گزار می کنند. روضه منزل آقای سجادیان خصوصی است و شرکت کنندگان اغلب از خانواده سجادیانند شاید چند دوست یا همسایه هم به این جمع اضافه شود که همگی در سالن پذیرایی روی مبل ها و صندلی ها در دو جرگه جدای خانم ها و آقایان می نشینند. روضه به مدت 5 روز متوالی در ایام محرم که لزوما  شامل تاسوعا و عاشورا هم میشود، پس از اذان مغرب وبه مدت تقریبا 2 ساعت برگزار میشود.

امسال سه نفر مداح داشتند. اولی  جوانی از خانواده فارسی صاحب زنجیره تدارکات و طبخ و تهیه غذا و پذیرایی  مهمانی های تهران و دومی جوانی بود که پسر خاله یکی از همکاران سابقم از آب در آمد که سال ها پیش (1365 یا 1366 ) در بعد از ظهر یک روز جمعه  ماه رمضان برای شرکت در مراسم ختم پدراین همکار  به مسجد جامع  ده لویزان رفته بودم (او اصلا اهل لویزان بود ) و موقع خدا حافظی چون نزدیک اذان مغرب بود ، همکارم جلویم را گرفت که افطار نکرده نمیگذارم بروی و به هر حال آنروزهمراه  حدود 100 الی 150 نفر در شبستان مسجد لویزان برسر سفره افطار نشستم و این هم تجربه ای بود. سومین مداح بنام آقای کاظمی مسن تر و پخته تر بود و دستور به کم کردن نور سالن و هماوایی حضار را داد و ایجاد حال و هوا ی شام غریبان را نمود.

پذیرایی با چای های مکرر و مطبوع ، خرما و حلوا و در پایان جلسه هم با حلوای حاصل از پخت کدو حلوایی نذری عمو حسن (جناب آقای حسن سجادیان ) و همسرشان سرکار افخم خانم ، صورت پذیرفت.

سال پیش هم در این مجلس شرکت کردم و روضه خوان یکی از آقایان سادات معمم  روضاتی اصفهانی و ساکن تهران بود و با ایشان هم مقادیری راجع به مرحوم حجت الاسلام سید احمد روضاتی که سال ها امامت جماعت مسجد الرحمن، مسجد محلی ما در خیابان ایرانشهر را به عهده داشت  گفتگو کردیم .

آقای سجادیان میگفتند زمانی هم که در اصفهان ساکن کوی مهر آبا د بوده اند روضه داشته اند که این روضه صبح ها بر گزار میشده و صبحانه هم برقرار بوده است . تعداد شرکت کنندگان هم زیاد  که  برروی زمین می نشسته اند. میگفتند که سابقه این روضه به منزل پدرشان  در خیابان ملک اصفهان برمیگردد. نعریف میکردند که  در آن موقع آقا جونم خودشان پشت بساط چایی می نشستند و زمانی  که بر سر گذاشتن عمامه (بدون مجوز) ممنوع و کلاه پهلوی اجباری بود (قسمتی از دوران سلطنت رضا شاه ) مرحوم آقا حسن صدر روضه خوان را بخاطر میاوردند که در زیر عبا با یکدست عمامه و با دیگری کلاه پهلوی را مخفی کرده  بود و هیبت عایدی پیدا کرده بود. 

فامیل ما تحت  هر شرایطی مقید به بر گزاری مراسم عزاداری به خصوص در دهه اول محرم بوده است . از جمله در زمان ممنوعیت مجالس روضه خوانی در اواخر سلطنت رضا شاه، شنیده ام که در خلوت منزل آقا میر زین العابدین روضه خوان و جماعت شرکت کننده به آهستگی و مخفیانه مشغول سوگواری بوده اند و" آجانه" در کوچه سرگردان و متفکر بوده است  که این همهمه مشکوک از کجا نشات میگیرد .

در غیر ایام محرم هم اغلب خانه های فامیل در پاقلعه ، یکروز در هفته روضه خوان داشتند و شاید هنوز هم داشته باشند.

این روضه خوان سر ساعت مقرر وارد میشد ، اغلب اعضای حاضر در خانه مشغول رسیدگی به امور روز مره زندگی  نظیر نظافت منزل، دوخت و دوز، شستن رخت یا پخت غذا بودند، روضه خوان هم سلامی میکرد و در محل معهود خود مستقر،  با چای یا شربت پذیرایی و سپس مشغول ذکر مصیبت میشد. اکثرا شخص دیگری در اتاق نبود و شاید هم به صورت جسته و گریخته در حین انجام امور متداول صدایش را می شنیدند، به هر حال مهم برکت و ثواب حاصل از ذکر مصیبت در چهار دیواری خانه برای  منزل و اهلش بود .

*****************************

در صفحات زیرین دو مقاله در مورد مراسم سوگواری در فامیل درج شده است ، که یکی راجع به برگزاری روضه در پا قلعه دیروز نوشته آقای دکتر احمد مدنی است که به بررسی این مقوله بین سال های 1335 تا 1350 پرداخته (در سه قسمت)  و دیگری نوشته آقای مهندس رضا مدنی در مورد روضه در پاقلعه امروز است ( دردو قسمت )، و بدین ترتیب این پرونده  را برای سال جاری میبندیم، اما صفحات آپادانا برای هرگونه توضیح یا نوشته ای در مورد ناگفته هایی که از نظر خوانندگان گرامی بیانش برای روشن شدن و غنای مطلب ضروری مینماید، گشوده است . 

 

                                  محمد مدنی