باز سازی عتبات : گفتگویی با مهندس ابوالحسن میرعمادی : آپادانا اردیبهشت 1388
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٦   کلمات کلیدی: ابوالحسن میرعمادی ،بازسازی عتبات ،معماری ایرانی ،نجف

در مجله "زندگی ایده آل" شماره نیمه دوم مرداد ماه 1387، مطلبی دیدم که طی آن، مهندس ابوالحسن میرعمادی خویشاوند گرامیمان، آرشیتکت و طراح بنای جدید آرامگاه امامزاده میرعماد واقع در گورت، پاره ای از دیدگاه های خویش در مورد ساخت و باز سازی، بنا های عمومی و مذهبی را بیان داشته بود.

برای آشنایی خوانندگان آپادانا با این نظریات، مقاله را عینا نقل کرده و نکاتی را هم که برای توضیح به متن افزوده ام، در داخل کروشه و به رنگ آجری گذاشته ام .

 

باز سازی عتبات عالیات با فرهنگ ایرانی

مهندس میرعمادی، از باز سازی اماکن متبرکه در عراق میگوید:

" اولین بار خیلی سن و سالم کم بود که به زیارت عتبات عالیات رفتم. شاید 13 سالم بود. آن موقع هم رفته بودیم تا ضریح مطهر مرقد حضرت {ابوالفضل} را عوض کنیم." این جمله را مردی می گوید که حالا در صف مقدم باز سازی اماکن متبرکه عراق است. مهندس میر عمادی، آرشیتکت و شهر ساز، پس از سفر رویائی سال های جوانی، با کوله باری از تجربه که از سال ها تدریس و ساخت و ساز دارد. پیشگام باز سازی اماکن متبرکه ائمه اطهار در عراق شده است.

{ از بیانات مرحوم آقای دکتر کاظم میرعمادی پدر آقای مهندس ابوالحسن میر عمادی در مورد این سفر مطالب زیر به خاطرم مانده است : " ساخت این ضریح به هنرمندان اصفهانی محول شده بود و در مورد پایداری آبکاری طلا برروی میله های فولادی به مشکلی اساسی و لا ینحل برخورد کرده بودند، در آن موقع صاحب یک کارگاه آبکاری فلزات بودم و در حل این مشکل از من هم کمک خواسته شد، که با کمک یک کتاب فرانسوی که به صورتی کاملا اتفاقی به دستم رسیده بود، راه حل را یافتم و این آبکاری با موفقیت انجام شد. وقتی زمان حمل ضریح از اصفهان به کربلا فرا رسید، به همه دست اندر کاران از جمله من، فرصت همراهی و شرکت در این سفر زیارتی داده شد، که به علت مشغله ام در سمت مدیریت دبیرستان علیه، نمی توانستم از این موقعیت بهره مند شوم لذا مرحوم بابا جان (آقای میرزاعبدالکریم میرعمادی ) را به جای خود معرفی کردم. در زمان بدرقه کاروان راهیان کربلا، حسن هم که خیلی با مرحوم  باباجان مانوس بود، به صورت خودجوش سوار اتوبوس شده و همراهشان رفته بود و در تمام طول سفرهم سمت مادر خرج بودن اعضای کاروان را برعهده گرفته بود. " }

او پس از اجرای موفق طرح توسعه شهری در نجف اشرف و ساخت بیمارستان بزرگ امیر المومنین در این شهر در تلاش است تا خرابی های ناشی از حملات تروریستی به قبور متبرکه حرمین عسکریین را تر میم کند. گفت و گو با این استاد معماری، خالی از لطف نیست.

در باره عتبات عالیات ما بحث کردیم که علاوه بر باز سازی عتبات، آن ها را به روز کنیم. در دوره صدام دخل و تصرف هایی در ساختمان های عتبات صورت گرفته بود که آنها را بیشتر شبیه ساختمان های نظامی کرده بود. آنها را مثل قلعه ای کرده بودند که با دنیای خارج ارتباطی نداشت و هیچ ربطی به یک مکان زیارتی نداشت و جدای از زندگی بود. در حالی که ما اعتقاد داریم ائمه حاضر و ناظر به رفتار و کردار ما هستند و با ما زندگی می کنند. پس باید مکان و جایی در خور آنها ساخته شود. اگر ما بخواهیم کاری علاوه بر ترمیم حرم انجام دهیم، باید برای خود مردم نجف باشد. حضرت امیر خود فرموده اند: اگر کاری میکنید به مردم هم خیر برسد. مثلا کتابخانه ای بسازید که همه از آن استفاده کنند. حضرت امیر یک شخصیت جهان شمول هستند، برای من نیست برای همه دنیاست. ما متاسفانه این موضوع را ایزوله کرده ایم. اگر بعد شخصیت دینی و عرفانی ایشان را کنار بگذاریم، حضرت امیر دانشمند بودند. ما نباید دنیا را از علم ایشان محروم کنیم. هر کس از دانش حضرت به اندازه فهم خود بهره می برد. یعنی ما می توانیم نجف را زیارتگاه همه عالم کنیم. ما در معماری اصلی داریم به نام اصل " عدالت ".این اصل به این معنی است که در محله ای که همه خانه های آن فقیرانه است، نباید کاخ ساخت. حضرت امیر هم این را نمی پسندند. شما باید وقتی می خواهید کاری انجام دهید، از نقطه ای آغاز کنید و دید گاه حضرت را مورد توجه قرار دهید، احترام به مردم، اهمیت به مردم و عدالت، باید بر همین اساس جلو آمد تا به مرکز عدالت برسید. این فکر دنبال کار ما و مبنای باز سازی حرم بود، که با بچه های دانشگاه ملی هم در میان گذاشتیم و از آنها هم نظر خواستیم، بر همین اساس طرح جامعی تهیه شد.

در این باز سازی ها مباحث تاریخی هم در میان است. کاظمین یک مسجد صفوی دارد. دانشگاه معماری بغداد کارهایی در آن انجام داده بود که وقتی از ما نظر خواستند و پرسیدند، ما گفتیم درست نیست و متوقف کنید، آنها هم همین کار را کردند. این مسجد صفوی کنار همان حرم ساخته شده بود که باید مرمت میشد. آثار تاریخی زیادی در آن بود و برای آغاز کار باید به همه مسایل از ورودی ها تا پارکینگ توجه میشد. این افراد زوار امامان ما هستند و باید به آنها احترام گذاشت. همه چیز از سرویس های بهداشتی تا هتل ها و محل اقامت آنها باید معلوم باشد. اینها چیزها ییست که خود امامان به ما یاد داده اند و متاسفانه ما فراموش کرده ایم. کاری که در مشهد و در حرم امام رضا انجام دادیم و من با بخش هایی از آن مخالف بودم. البته در آنزمان بر اساس اقتضای شرایط سیاسی و اجتماعی بود اما ما امام را از مردم جدا کردیم. یک خیابان کشیدیم و گفتیم این جدا. حرم را تکه تکه کردیم. ما درباز سازی این بناها به نحوه ارتباط و اتصال آنها با مردم خیلی اهمیت میدهیم. این امامان، پادشاه نبودند که خودشان را از مردم جدا کنند. این بنا ها برای مردم است و باید با آنها در ارتباط باشد.در زمان صدام اینها قلعه شده بودند. در نجف در حال ساخت یک بیمارستان هستیم با 25 هزار مترمربع زمین، کاری اساسی است. اصلا همه نجف مال حضرت است، از دروازه که وارد می شوید همه چیز برای حضرت امیر است. بیمارستان را لازم نیست کنار حرم بسازیم که مزاحمت برای هردو بنا ایجاد کند. شکی نیست که زوار به هتل نیاز دارند. پتانسیل آن وجود و همه هم می خواهند، مثل مشهد، مکه و مدینه. در مکه و مدینه چیزی نزدیک به 20 هزار هتل و زائر سرا وجود دارد. جاذبه وجود دارد سرمایه هم وجود دارد و چیزی که وجود ندارد فکر و اندیشه و برنامه ریزی است. حرم راس و مهم ترین نقطه شهر است و دامنه ای وسیع دارد. به خصوص در نجف که شخصیت امام به عنوان خلیفه مسلمین بعد تاریخی هم دارد و اهمیت زیادی دارد. حرم ابا عبدالله نسبت به حضرت ابوالفضل یک گردش خاص دارد که شبیه گردش میدان نقش جهان اصفهان است. ما در باز سازی چند روش داریم. یکی از آنها ارگانیک است که در عین حالی که خود اثر حفظ می شود، بخش هایی را که از بین رفته اند را دوباره سازی میکنیم و مردم میتوانند به آنها نزدیک شوند. نگرش های سلولی و کلی نگری به تاریخ بخش هایی از این تفکر ار گانیک است، ضمن این که نماد های ایرانی هم در میان آنها کم نیست. ما داریم متولی  می شویم که فرهنگمان را در منطقه حفظ کنیم. در سامرا و نجف ما سند داریم. ما معماران در کنار کارهای مان به مشاوران فرهنگی و اجتماعی هم نیاز داریم. در این باز سازی ها و ترمیم ها با علما هم مشورت کرده ایم، نه به لحاظ مذهبی بلکه از لحاظ عرفی و هماهنگی با اعتقادات جامعه، من اگر به مسکو هم بروم از یک کشیش نظر خواهی میکنم. باید یک اثر مورد پذیرش جامعه قرار بگیرد، مثل یک پیوند قلب است و باید پذیرفته شود .پایه های حرم در آب است و زیر زمین قرار دارد. جائی که ما برای زیارت میرویم یک صحن است مثل مشهد و کاظمین، بعد ساختمان ها و ضریح روی آن بنا شده اند. هرکدام از این بنا ها یک موزه است. من در نجف بر تهیه مبانی طراحی و در اظهار نظر ها نسبت به طرح شرکت دارم. طراحی اصلی بر عهده دانشگاه ملی گذاشته شده است. شروع کار بر عهده ماست و در جلساتی که داریم، دانسته هایمان را بررسی می کنیم. این باز سازی ها به پروژه های مختلفی تقسیم شد که ساخت بیمارستان هم در آن گنجانده شد. بیمارستان هم نیاز مردم را برطرف میکند و هم موجب گسترش علم پزشکی ما در منطقه میشود. ساختمان بیمارستان داستانی دارد، پشت این بنا، پزشک، و تکنولوژی وجود دارد که با مریض طرف است. مریضی که نیاز مند است و درمانش ثواب دارد. این یک راه پایه گذاری فرهنگی بسیار خوب است.

وحدت فرم ایرانی

طبیعتا این ساختمان ها نشانه هائی از معماری ایرانی دارد. وقتی من در ایران زندگی کرده ام، طبیعی است که کار هایم این نشانه ها را دارد. این ها چیز هایی نیست که از ما جدا باشد. خطی که من میکشم، ایرانی است. ما یک ستاد باز سازی عتبات عالیات داریم که ما مشاور آنها هستیم. در کار ما صداقت حرف اول را میزند و حرفمان را هم خیلی صریح میگوئیم. ضریح حضرت ابوالفضل در نجف را قبل از انقلاب در اصفهان ساخته اند، حدود پنجاه سال پیش. در معماری ایرانی، مفهوم دکوراسیون به آن معنا که در غرب هست، وجود ندارد. دکوراسیون ایرانی جزو ذات معماری است و سوار بر بنا است. فضای بناهای غربی را باید با وسایل پوشاند و شارژ کرد. از انواع و اقسام رنگ ها و وسایل و بزک کردن، چاره دیگری وجود ندارد. اولین توصیه من این است که با وسایل، معماری داخلی فضا را نباید خراب کرد. آن خلوصی که در معماری ما وجود دارد را نباید با اسباب پنهان کرد.

خانه های ما باید وحدت فرم داشته باشد، تا معماری آن دیده شود. اگر معماری بنا زشت باشد، با بهترین پرده ها هم درست نمی شود. تشریفات دکور غربی ها خیلی زیاد است. دکوراسیون دنباله معماری است و اگر جدا از آن باشد، جلوه هردو از بین می رود.

معمار باید باشد تا خطوطی را که در معماری ایجاد کرده است، حفظ کند. دکوراسیون، هم می تواند کاملا فضا را از بین ببرد و هم به آن جلوه ای دیگر بدهد. اصالت معماری و ایرانی بودن آن را باید حفظ کرد و نباید از غرب الگو برداری کرد.

بافت غلط حرم امام رضا (ع )

ما راجع به مشهد خیلی انتقاد داریم. تمام اطراف حرم را خراب کردند تا دوباره بسازند. من دوست آلمانی ای دارم که معمار است، وقتی قبل از انقلاب آمد و ساخت و سازهای حرم امام رضا را دید، گریه کرد. مجموعه حرم با تمام اندام های اطرافش موجودی زنده بود که با هم ارتباطی ارگانیک داشت. بازاری بود که نور کم و زیادی به آن می تابید و بعد به یک حیاط می رسیدیم و با یک انفجار نور مواجه می شدیم. این فضاها باید دیده شود. حیاط های ایرانی اول یک هشتی داشت و وقتی به حیاط وارد می شدی، یک اتفاق بود. اگر آدم از یک خیابان وارد یک حیاط شود، اتفاقی می افتد؟ اهمیت آن دیده نمی شود. الان بر عکس است، یک نور قوی وجود دارد و وقتی به سمت داخل می روی از این نور کاسته می شود. معماری آنجا درونی بود و الان بیرونی شده است. تناسب های فضایی و نور در معماری و آسایش اهمیت زیادی دارد. اینها درست می شود اما نیاز به بافت ها و کار های جدید دارد. چیزی مثل میدان آزادی ساختن سال هاست در دنیا منسوخ شده است ولی ما انجام میدهیم.                                                                                                               گفتگوئی با مهندس ابوالحسن میرعمادی     

 

                                                   مشاهده تصویر