عروسی خوبان : نامه ای از آقای میر محسن نعمت اللهی : آپادانا اردیبهشت 1388
ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۸   کلمات کلیدی: فاطمه مدرس زاده ،میر محسن نعمت اللهی ،حاج میرزا عبدالغنی ،آغا سکینه

آپادانا ، اردیبهشت ماه 1388

عروسی خوبان پاک سرشت

نوشته زیر نامه ایست که دایجون محسن من، طی آن

مراسم و وقایع عروسی خود را برای خواهرکوچکترشان

 (مادرم) که در آن موقع در تهران و در انتظار تولد

 نخستین فرزندشان بودند و نتوانسته بودند در این مراسم

حضور یابند شرح داده اند.

 حضور وهمدلی همه خویشان با هر عقیده و مسلک و راه

وروش در این جشن و شادمانی  که حدود 70 سال پیش

در پاقلعه برگزار شده است، چشمگیر و زیبا و خواندنی

 است. تاریخ برگزاری عروسی روز یکشنبه 22 شوال

1361 قمری برابر با 10 آبان ماه 1321 خورشیدی بوده

است.

مادرم که برادرشان برایشان همواره یک پیر، دوست،

راهنما، پشتیبان بزرگ بودند با علاقه و عشق، سال ها این

نامه را قاب کرده و بر روی دیوار مقابل خود نصب کرده

 بودند.

از خانم دایی بزرگوارم حاجیه خانم فاطمه نعمت اللهی

بسیار سپاسگزارم که به من اجازه انتشار این نامه را در

 آپادانا دادند و نیز در تهیه توضیحات پایانی مشکل گشا

بودند. از برادرم آقای دکتر ناصر مدنی هم به خاطر کپی

چاپی دقیق و مشابه اصلی که از نامه فوق در اختیارم

قرار دادند، صمیمانه متشکرم .

                                                                                  محمد مدنی

 

هو 110

بتول عزیزم را قربانم    

انشاء الله بکرم مولی ع سلامت و خوش هستی. تلگراف تبریکت شب اا شوال واصل و نهایت خورسندی و مسرت حاصل گردید. لیکن پیش از عید بمصلی رفتن بود، چه آنکه عروسی موکول به 22 شوال شد و بحمدالله بخیر و خوشی طی گردید. خیلی جایت خالی بود. همواره در این چند روزه هرجا که بودم در تفحص تو و دلم پیش تو بود. چهره زیبایت در نظرم جلوه گر و بگوش جان صدای داداش داداشت را اصغا میکردم. باری قسمت چنین بود بجای آنکه نبودی مختصری از اوضاع چند روزه برایت مینویسم.

 روز جمعه رئیس بانک و اعضاء و عده ای از قبیل سرهنگ جهانبیگلو و سروان نصیری و مهندس بختیار و آقای مصفی دعوت داشتند. محل نشیمن در خانقاه و سفره را در اطاق پنجدری گستردند و خیلی سفره زیبا و به آبرومندی طی شد. شب شنبه هم آقایان فامیل و اخوان و آشنایان دعوت داشتند. تمام خانقاه مملو از جمعیت بود. سفره را در تمام اطاق های خانه به استثنای ارسی که حجله بود انداختند و باز هم جمعیت زیادتر بود. دو سفره دیگر در دیوانخانه انداختند. روز شنبه خبری نبود.

 شب یکشنبه را برای حمام حضرت آقای مدنی دعوت کردند. مجلس بسیار مجلل و عده زیاد و سفره با شکوهی بود و بعد از شام در خدمت آقایان باتفاق آقایان رشتی زاده و تاج بحمام رفتیم.

 صبح روز یکشنبه باز در خدمت آقایان بودم و شب آقایان بریاست آقای حاجی میرزا سید عبدالله دنبال عروس رفتند و روز پیش هم آقای حاجی میرزا عبدالغنی گفته بودند من حاضر به اینکه اشخاص خارجی زیر بازارچه عروس را ببینند نیستم. بدینجهت ماشین همدانیان رئیس کارخانه صنایع پشم که بهترین و مدترین ماشین ماشین های شهر است {را} خبر کردند و قبل از رفتن آقایان بخانه ی عروس من بشوخی گفتم خوبست به رسم جدید من با ماشین بروم عقب عروس و طولی نکشید از رفتن آقایان که آقای آقا میرزا زین العابدین مراجعت و فرمودند کار دنیا رو بخوبی است. خیال داماد و پدر زن یکی شده و آقای حاجی میرزا عبدالغنی گفته اند خود آقا محسن بیاید زنش را ببرد. من رفتم و پس از قدری توقف عروس را تا توی هشت آوردند و من دست عروس را گرفته و با آغا سکینه به ماشین نشستیم و اطراف و روی رکابهای ماشین را هم آقای آقا میرزا زین العابدین گفتند خود آقایان دایجونها و آقای حاجی آقا مصطفی و دیگر آقایان سوار شدند تا روی طاق ماشین را سوار شده بودند و بطاق ماشین میزدند انجا بود که من حالم را برای نبودن تو نمیفهمیدم. خیلی جایت نمایان بود.

 خلاصه پس از روشن کردن دو کنده به خانه رفتیم و تعویض لباس و اصلاح هم در خدمت عده ای از آقایان جره در پنجدری خانه نو صورت گرفت در تمام مواقع جایت خالی بود و بیاد تو بودیم. خدمت جناب سروان و حضرتعلیه بی بی جون به عرض سلام مصدعم. خدمت حضرت آقای جذبی و محترمه خانمشان به عرض سلام مصدعم. خدمت حضرت آقای دکترهم با اینکه مدتی است کاغذ های پی در پی عرض شده و هیچیک را به جوابی نائل نشده ام و مثل اینکه سر قهر و بی لطفی دارند. انشاء الله بعدا عرض عریضه خواهد شد.

راستی یک روه لحاف کرپ دوشین و چند قطعه پارچه دیگر سر قبالگی برایت گذارده ام که انشاءالله ضمن تهیه بقیه ما یلزم اینها را هم قباچی و پیرهن چی و دواچی و لحافچی بکنیم و بفرستیم بتول جانم از قراری که شنیده ام در فکر هستی و بی خود غصه میخوری عزیزم باز هم برایت نوشته ام هر چه میخواهی از نوشتن آن برای من مضایقه نکن. من هم حتی المقدور سعی خواهم کرد که عملی شود و هر که تا حالا را درست کرده باقی را هم درست خواهد کرد و به حمدالله حضرت آقای دکتر هم هستند و از هیچ گونه دریغ ندارند.

 همشیره ها و فاطمه خانم سلام میرسانند و فاطمه خانم هم مشغول دوختن یک پیرهن چی گلدوزی برای مسافر شما میباشد. حضور حضرتعلیه دایزه جان به عرض سلام مفتخرم باقی علی مولی

                                                                محسن نعمت اللهی

 

توضیحات زیر  برای روشن شدن ذهن و تصور خوانندگان ، به خصوص جوانترها ، لازم به نظرم رسید.

من شخصا فاصله در خانه عروس و داماد را یک سفر که به اصفهان رفته بودم ، قدم کردم ، پنجاه قدم است .

آقای حاجی میرزا عبدالغنی : پدر عروس . تنها پسر ایشان مرحوم آقای حاج آقا حسین مدرس زاده بودند.

آقای حاجی میرزا عبدالله {سجادیان}: پدر مرحومین آقایان حاج هادی و حاج مهدی سجادیان .

آقایان دایجون ها : منظور مرحومین آقایان میرزا عبدالکریم و میرزا عبدالرحیم میرعمادی هستند، که دایی های داماد بوده اند.

آقای حاج آقا مصطفی {سید ا لعراقین}: فرزند ارشد ایشان جناب آقای حاج محمد المدرس دام بقائه هستند.                               

        حضرت آقای مدنی : مرحوم آقای حاج حسن مدنی            

                                                       (دایجون   مدنی )

               آقای تاج : مرحوم سید جلال تاج اصفهانی، خواننده صاحب    سبک آواز ایران

               آقای رشتی زاده : از دوستان دایجون محسن و خیلی شوخ طبع  بوده اند.

حضرت آقای جذبی : مرحوم آقای حاج سید هبه الله جذبی ، فرزند ارشد ایشان جناب آقای دکتر مهندس علیرضا جذبی هستند.

حضرتعلیه بی بی جون : مادر بزرگ من و مادر شوهر مرحومه بتول نعمت اللهی مادرم.

حضرت آقای دکتر : مرحوم آقای دکتر ابراهیم نعمت اللهی ، برادر ارشد دایجون محسن .

جناب سروان : مرحوم پدرم،  بعد ها سرهنگ علی اصغر مدنی .

حضرتعلیه دایزه جان : دختر آقا مریم بیگم،  دختر آقای میر محمد هادی وخاله مادر دایجون محسن

سرقبا لگی : هدایایی که خانواده داماد قبل از بردن عروس تقدیم مادر عروس میکنند. در اینجا دایجون محسن سهوٌا این کلمه را  به جای" پاتختی"  که هدایای در نظر گرفته شده  از طرف  خانواده عروس برای نزدیکان داماد است، به کار برده اند.

آغا سکینه : مرحومه خاله جان سکینه ، خواهر دایجون محسن

با نک: مقصود بانک کشاورزی ایران است  که دایجون محسن در آن استخدام شده بودند. 

                 مشاهده تصویر