سفرنامه کرمان : از امیر مسعود نعمت اللهی : آپادانا دی - بهمن 1388

سفرنامه کرمان

یا

ساعاتی چند در میان زرتشتیان

 

توجه: این گزارش بی طرفانه نیست

 

چند ماه پیش بود که خواهرم نرگس  خبر داد با آشنایی که یکی از استادان دانشگاه تهران با موبدان زرتشتی دارد می توانیم امسال به عنوان مهمانان ویژه در مراسم جشن قدیمی "سده" که یکی از جشن های مهم تقویم زرتشتی است شرکت داشته باشیم. این جشن که  هر سال دهم بهمن ماه و مطابق با گاهنامه زرتشتی در صدمین روز زمستان برگزار می شود، در حقیقت نمادی از خداحافظی با سرمای زمستان و فراخواندن گرما به زمین است. موبدان زرتشتی در هر شهر قسمتی از آتش مقدس را به محلی که به "سده سوزان" مشهور است می برند و پس از اجرای مراسمی خاص که به "جشن خوانی(Jashen Xani)" مشهور است توده ی عظیمی از چوب و ... را آتش می زنند.

 

 امسال به همراه میرعماد عزیز، پدر گرامی و دو نفر از دوستانشان توانستیم در جشنی که قبل از سده سوزان برگزار می شد نیز شرکت داشته باشیم. همراهی ما در مراسم از خود آتشکده شروع شد. آتشکده شهر کرمان متشکل از 3 ساختمان بزرگ بود که یکی از آنها با عنوان موزه مردم شناسی زرتشتیان به تازگی ساخته شده بود. ساختمان اصلی آتشکده، آنچنان که در تهران و یزد هم دیده بودم شامل دو اتاق می شود. یکی محل عبادت و برگزاری مراسم است و دیگری که به وسیله یک در از اتاق اول جدا می شود محل نگهداری آتش مقدس است. دو پنجره در دو طرف به عبادت کنندگان اجازه دیدن آتش مقدس را می دهد اما تنها موبدان با اجرای مراسمی خاص حق ورود به اتاق دوم را دارند. این آتش که توسط موبدان همیشه روشن نگاه داشته می شود اهمیت زیادی برای زرتشتیان دارد. با شروع مراسم، سه موبد با لباس های سرتاسر سفید با پارچه های سفیدی که دهانشان را می پوشاند(نفس انسان نیز یکی از چیزهایی است که زرتشتیان معتقدند باعث آلودگی آتش مقدس می شود) وارد اتاق دوم شدند و با خواندن قسمت هایی از کتاب اوستا قسمتی از آتش را در ظرف دیگری قرار دادند و به همراه خود به محل برگزاری مراسم بردند. در ورودی این قسمت از مراسم از بازدیدکنندگان کارت دعوت خواسته می شد و ما نیز با ارائه نامه یی که از یکی از موبدان داشتیم وارد سالن شدیم. مراسم در مدرسه زرتشتیان و سالن اجتماعات آن برگزار می شد. برنامه های مختلفی تدارک دیده شده بود که اول و مهم تر از همه مراسم "جشن خوانی" بود که با خواندن متونی از اوستا و اجرای مراسم مذهبی خاص به همراه بود. دو قسمت بعدی برنامه به سخنرانی نماینده زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی و محققی با نام دکتر وحیدی اختصاص یافته بود. قسمتی از حرف های ایشان بسیار برای من جالب بود. صحبتهایی نظیر اینکه "ایرانیان اولین تمدن روی زمین بودند و قبل از همه اقوام دیگر آتش را کشف کردند" و یا اینکه "انقلاب صنعتی برخلاف تصور عموم، نه در اروپا بلکه در ایران با کشف آتش شروع شد و در آن زمان  اصلا اروپایی وجود نداشت و در جای دیگری هم تمدن های دیگری وجود نداشت و فقط ایران بود و بس!" به نظر هر شنونده ای که سری در تاریخ ایران و جهان دارد نه تنها دور از واقعیت بلکه بسیار ناراحت کننده به نظر می رسید. جالب تر تشویق های پرشوری بود که نطق آقای دکتر وحیدی را در قسمتهای مختلف صحبت های ایشان همراهی می کرد.

متاسفانه نگاه تقریبا جدیدی که نسبت به مسائل و مشکلات جامعه ی کنونی ایران به وجود آمده، به جای اینکه به نقد وضعیت کنونی و ارائه راه حل هایی برای آینده بپردازد با داستان پردازی در مورد گذشته ای پر افتخار که در آن ایران تنها تمدن جهان معرفی می شود که آتش را برای اولین بار کشف کرده و به جهان و جهانیان ارائه می دهد نه تنها کمکی به حل مسائل فرهنگی کنونی نمی کند بلکه کانون توجه عمومی را هم از این مسائل دور می کند. اطلاعت موثقی که ما در مورد دین زرتشت در جامعه ساسانی داریم همگی برخلاف این عقیده عمومی است. برای مثال مفهوم اصلی آتش مقدس که از اهمیت زیادی در این دین برخوردار است برای سه طبقه پادشاهان موبدان و کشیورزان(مردم عادی) متفاوت بوده است و مردم عادی درکنار محروم بودن از حقوق ابتدایی نظیر حق تحصیل، در مکانی جدا و با آتشی جدا به عبادت می پرداختند. در واقع یکی از عوامل پیروزی جبهه اسلام در ایران، جامعه به شدت طبقه بندی شده ی ایران ساسانی بود و اسلام در این زمینه با شعارهایی نظیر آزادی و برابری مقبولیت فراوانی میان مردم "عادی" در ایران به دست آورد. تصوری که دوستان "ایران دوست" و "میهن پرست" ما نسبت به این برهه از تاریخ دارند جامعه بدون نقص و آزاد ساسانی است که به وسیله حمله وحشیانه اعراب به نیست و نابودی کشانده می شود. در صورتی که با مطالعه ای در تاریخ اقوام همیشه می بینیم که هر جامعه ای عوامل سقوط و نابودی را ابتدا در درون خود دارد و سپس بعضی عوامل خارجی این سقوط را سرعت می بخشند.

از نکات جالبی که در حین انتقال آتش مقدس به محل سده سوزان اتفاق افتاد باد شدیدی بود که آتش مقدس را که در یک ماشین ریو به وسیله سه موبد حمل می شد پخش خیابان کرد. موبدان ماشین را متوقف کرده و شروع به جمع آوری تکه چوب های سوخته کردند. این امر مرا یاد نظریه ای در جامعه شناسی ادیان انداخت که بر طبق آن هرگاه طبقه ای از جامعه داعیه نگهداری و حفاظت از دینی را مطرح می کنند ابتدا امری را مانند آتش، مقدس ساخته و سپس خود را به عنوان تنها گروهی که می توانند با آن رابطه داشته باشند تقدس می بخشند. کشیشان به عنوان تنها کسانی که می توانند به اعترافات مسیحیان گوش دهند و برای آنها طلب آمرزش کنند وهمچنین کاهنان یهودی در دنیای باستان به عنوان تنها کسانی که می توانستند به اتاق عقبی معبد سلیمان راه پیدا کنند نیز همین کاربرد را داشته اند.

در پایان البته باید اشاره کرد آرمان همه ی ادیان و مذاهب را می توان به حق در این سه سخن زرتشت یعنی : "گفتار نیک ، اندیشه نیک و کردار نیک" خلاصه کرد و آنچه که ما از جوامع زرتشتی کنونی میدانیم همه  به کردار نیک و پسندیده این جوامع با وجود تمام مشکلات و محدودیت هایی که در طول سالهای اخیر به آنها اعمال شده اشاره دارد.

                                                                  

                                               امیرمسعود نعمت اللهی

مشاهده تصاویر

/ 4 نظر / 7 بازدید

امیر مسعود عزیزم سلام. شرح مسافرت شما به کرمان و شرکت در مراسم بسیار جالب بود خصوصا برداشت های شما از انچه مشاهده کرده بودید. نکته ای که باید به آن اشاره کرد این است که ارزشیابی و سنجش هر دوره با ابزار خود آن زمان امکان پذیر است. از آن زمان تا زمان حاضردیدگاهها وتفییرات بسیاری را شاهد بوده ایم. در همین جا نیز که آن را مهد تمدن می دانند آموزش متعالی از آن کسانی است که دستشان بیشتر از دیگران به دهنشان می رسد. مدرسه خوب مال آنهاست خورد و خوراک بهتری دارند و "عقل سالم در بدن سالم" مصداق عینی دارد و گرنه آدم بی پول کمتر از نعمت آموزش های سطح بالا برخوردار می شود. علاو ه بر سه عبارت نغزی که یادآور شده اید مطلبی را شنیده ام که شاید نقل آن بی مناسبت نباشد. ناقلان آثار چنین حکایت کنند که زرتشت هرگز نه پیامبر بوده است و نه خود ادعای پیامبری داشته است. زرتشت فیلسوفی بودکه با توسل به خرد خود راه تعالی را تا آنجا پیمود که خداوند را کشف کرد نه نعوذبالله ساخته و پرداخته کرد بلکه به معنی اخص کلمه یافت آنچه را به آن علم حضوری داشت اما از آن غافل بود. اغلب ما (و حقیر نیز ) فکر می کنیم که کردار نیک و گفتار نیک مارا

امیر مسعود نعمت اللهی

با گفته شما راجع به ارزیابی و سنجش هر دوره موافقم. مطمئنا ما به همه ی گفتمان های موجود در جامعه ساسانی ایران دسترسی نداریم که البته این خود باید دلیلی باشد بر بی پایه بودن داستان سرایی هایی که اخیرا انجام میشود. در مورد جوامع سرمایه داری تا اندازه ای حق با شماست اما خوب از طرفی می بینیم حرکت سیاسی از نظام پادشاهی به دموکراسی جز با اقتصاد آزاد و رشد طبقه متوسط اقتصادی امکان پذیر نبوده است. یک سوال هم باید از عمو محمد عزیز پرسید که بقیه کامنت شما را کجا گذاشته اند...[نیشخند]

محمد مدنی

مسعود عزیزم من چیزی را کم نگذاشته ام کامنت را به همین صورت در یافت کردم. در اسلام به عنوان یک اعتقاد هیچکس به صورت سازمان یافته از دست یافتن به یک مزیت دینی مثلا لمس عزیز ترین شیی نظیر حجر الاسود منع نمی شود. ممکن است شرایط تحصیل برای کسی مشکل تر از سایرین باشد ولی هیچ کس رسما و بر اساس قانون شرع از تحصیلش جلوگیری نمی شود . و این خودش مهم است چون امکان بالقوه برای همه موجود است .

یادم می آید نقل می کردند که دراز منقاری را با روبهی دوستی بود. روباه دوست را به دولتسرا دعوت کرد. اطعمه و اشربه از همه نوع بر بشقاب های مسطح نهاده و میزبانی آغاز کرده خود همی می خورد و می لیسید و منقار دراز را به تناول دعوت همی کرد. بوی خوش آش چنان بود که دل وسوسه خوردن آن داشت. سفره گسترده بود اما منقار دراز را ابزار خوردن نبود. مساوات و امکان بهره برداری همه مهیا اما چه سود که آن ماکیان بیچاره همواره گرسنه بود و نقش او فقط نقش ناظر.