گزارش از کنفرانس ایرانشناسی : نرگس نعمت اللهی : آپادانا تیر - شهریور 1390

 

گزارش از کنفرانس ایده ایران

از سال گذشته من در دانشکده ی مطالعات شرقی و آفریقایی

(School of Oriental and African Studies) که به سوآس معروف است و یکی از کالج های دانشگاه لندن به شمار می آید، مشغول خواندن رشته ی مطالعه ی ادیان با تمرکز روی دین زردشتی بوده ام. اگرچه در بسیاری از دانشگاه های اروپا و آمریکا کرسی ایران شناسی به دلیل نداشتن حامیِ مالی یا تعطیل شده اند و یا رو به تعطیلی هستند اما در چندین دانشگاه این کرسی همیشگی است: دانشگاه هاروارد که تمام مخارج کرسی ایرانشناسی از موقوفات آقا خان محلاتی تامین می شود و اصلا استاد ایرانشناسی هاروارد هم به نام Aga Khan Professor of Iranian Studies نامیده می شود. دانشگاه آکسفورد که کرسی ایرانشناسی آن توسط خانواده ی سودآور- فرمانفرما تامین می شود و استاد این کرسی هم به نام Masoumeh and Fereydoon Soudavar Professor of Persian Studies  خوانده می شود.

در دانشگاه مطالعات شرقی و آفریقایی هم دو برادر زردشتی، فریدون و مهربان که از پارسیان هند هستند، کرسی مطالعات زردشتی را از نظر مالی حمایت می کنند. در چند ماه گذشته در چند کنفرانس در زمینه ی ایرانشناسی شرکت کرده ام. فکر کردم گزارش مانندی از این کنفرانس ها ممکن است برای خوانندگان وبلاگ هم جالب باشد.

دوره ی پنجم مجموعه کنفرانس های "ایده ی ایران" : لندن، دانشکده ی مطالعات شرقی و آفریقایی، 31 اردیبهشت 1390

 مجموعه ی کنفرانس های "ایده ی ایران" که چند سال پیش نخستین دوره ی آن در دانشگاه سوآس برگزار شده است، قصد دارد که نگاهی دوباره به تاریخ چندهزارساله ی ایران بیندازد. دوره ی  نخست با نام " تولد امپراتوری پارسی"

(Birth of the Persian Empire)، دوره ی دوم به نام " دوران پارت ها"

(the age of the Parthians)، دوره ی سوم با نام "عصر ساسانیان"

(the Sasanian Era) و دوره ی چهارم با نام " برآمدن اسلام"

(the rise of Islam) تا کنون برگزار شده است. کنفرانس ها یکروزه هستند و در هر کنفرانس حدود شش سخنران مقاله ی خود را ارائه می کنند. هر یک از سخنرانها در یکی از حیطه های باستانشناسی، ادبیات، سیاست و اقتصاد آن دوران متخصص است. مجموعه ی این سخنرانی ها در چهار کتاب با همان نام های ذکر شده چاپ شده اند. به خصوص در کتاب "برآمدن اسلام"، مقاله ی نخست آن به قلم پروفسور احسان یارشا طر است و موضوع آن، دلیل شکست خوردن ساسانیان از مسلمانان.  

در سی و یکم اردیبهشت امسال پنجمین دوره ی این کنفرانس ها با نام " ترک ها و پارس ها و گسترش قلمروی پارسی شده"

(Turks and Persians and the spread of the Persianate world) برگزار شد که در مورد سلسله های ایرانی/ ترکی قرون سوم تا ششم هجری، از قبیل سامانیان، آل بویه، غزنویان و سلجوقیان بود.

دکتر سعید امیر ارجمند، استاد دانشگاه نیویورک در مورد مفهوم "شاه" در نزد موسسان و سردمداران این سلسله ها صحبت کرد. مفهوم پادشاهی، در مفهومی نزدیک به آنچه که در دوران باستان در ایران رواج داشت، توسط سلسله ی سامانیان احیا شد و می دانیم که شاهنامه هم در همان حدود زمانی به نگارش در آمد. از آن پس عبارت "شاهنشاه" توسط سلسله های مختلف برای نامیدن بالاترین فرد سلسله به کار می رفت. در زمان سلجوقیان، امام محمد غزالی* در نامه ای که به سلطان سنجر می نویسد او را "پادشاه اسلام" خطاب می کند. دکتر امیرارجمند با تکیه بر متون به جای مانده از آن زمان، پادشاه اسلام را اینگونه تفسیر کرد: کسی که سایه ی خدا و ادامه ی دهنده ی راه پیامبر است از این جهت که نظم را در جامعه ی مسلمانان حفظ می کند. البته همه در این زمینه هم عقیده نبوده اند. مثلا دکتر امیرارجمند از یکی از متون به جا مانده از آن دوره، که من متاسفانه اسمش خاطرم نیست، اینگونه نقل کرد که نویسنده معتقد بوده است پادشاهی به روش پارس ها با شریعت اسلام و سنت پیامبر در تضاد است.  

* در حین گشت و گذار در اینترنت برای نوشتن این یادداشت، به نسخه ی آنلاین کتاب "کیمیای سعادت" نوشته ی امام محمد غزالی برخوردم. این کتاب را امام غزالی براساس کتاب "احیاء علوم الدین" خود که به عربی بوده است به فارسی نوشته. من از خواندن فصولی از آن بسیار لذت بردم و تقریبا غافلگیر شدم. فکر کردم شاید برای خوانندگان وبلاگ هم جالب باشد. کتاب را می توانید در اینجا بیابید:         http://www.ghazali.org/site-fa/fa-works.html

سخنران دیگر، الکساندر نی مارک بود که استاد یکی از دانشگاه های نیویورک است و متخصص در زمینه ی باستانشناسی منطقه ی سغد. سغد قسمتی از آسیای مرکزی است که میان دو رود سیحون و جیحون واقع است، دره ی حاصلخیز زرافشان در مرکز آن قرار دارد و اکنون در کشورهای ازبکستان و تاجیکستان قرار می گیرد. از شهرهای مهم منطقه ی سغد می توان به سمرقند و بخارا اشاره کرد. از میانه ی قرن چهارم تا ابتدای قرن هفتم هجری، گروهی از ترک های تازه مسلمان به نام قره خانی ها بر منطقه ی سغد فرمانروایی می کردند. سخنرانی پروفسور نی مارک  در مورد بنایی بود که در منطقه ی سغد شناسایی شده است و مقبره ی افراسیاب نام دارد. مردم معتقد بوده اند که این مقبره به پادشاه باستانی سغد تعلق دارد. نکته ی جالب این است که افراسیاب که در شاهنامه و از دید ایرانیان یک تورانی و یک دشمن است، در سمرقند و بخارا به عنوان پادشاه باستانی منطقه ی سغد شناخته می شده است. قره خانی ها خود را از فرزندان افراسیاب می دانسته اند و این انتساب یکی از پایه های مشروعیت آنها به شمار می رفته است.

از دیگر سخنران های این کنفرانس، دکتر محسن آشتیانی استاد دانشگاه کلمبیا بود که در مورد کتاب تاریخ بیهقی سخنرانی کرد.

مجموعه ی این کنفرانس ها با حمایت مالی بنیاد سودآور برگزار می شود. همه ی شرکت کنندگان در زمان های استراحت بین سخنرانی ها با قهوه و چایی و بیسکوییت پذیرایی می شدند و در زمان ناهار هم به یک ناهار مفصل دعوت شدند. از آنجا که شرکت در این کنفرانس برای دانشجویان مجانی بود، تعداد دانشجویان ایران دوست دانشگاه ما در زمان ناهار ناگهان چند برابر شد!   

ادامه دارد

                                                  نرگس نعمت اللهی

نظرات خوانندگان :

شنبه، ۱٩ شهریور ۱۳٩٠  - ۳:۵٩ ‎ق.ظ

از مطالب آموزنده ای که مرقوم فرموده اید تشکر می کنم و استفاده کردم. علی

 

 

پنجشنبه، ٧ مهر ۱۳٩٠  - ۱:۴۱ ‎ب.ظ  

نرگس عزیزم

افتخار همه خویشانی و محبوب منی
کم بود در همه فامیل چنین شیرزنی

آفتابی تو و چون صبح طلوعت برسد
پرتو از دانش خود بر همه ایران فکنی

قربانت  عمو احمد

نویسنده: احمد مدنی [ahmadmadani24@yahoo.com]

 

 

سه‌شنبه، ۱٢ مهر ۱۳٩٠  - ۳:٢۱ ‎ب.ظ 

 

عمو احمد، بسیار ممنونم به خاطر محبتتون و متاسفم که با شعر نمی تونم جواب بدم وگرنه می گفتم که شایسته ی این القاب نیستم اما مهر و محبت شما را هم به جان می خرم.  خیلی خیلی هم تبریک می گم به خاطر انتشار کتاب.  

 

نویسنده: نرگس

 

/ 3 نظر / 21 بازدید

از مطالب آموزنده ای که مرقوم فرموده اید تشکر می کنم و استفاده کردم. علی

احمد مدنی

نرگس عزیزم افتخار همه خویشانی و محبوب منی کم بود در همه فامیل چنین شیرزنی آفتابی تو و چون صبح طلوعت برسد پرتو از دانش خود بر همه ایران فکنی قربانت عمو احمد

نرگس

عمو احمد، بسیار ممنونم به خاطر محبتتون و متاسفم که با شعر نمی تونم جواب بدم وگرنه می گفتم که شایسته ی این القاب نیستم اما مهر و محبت شما را هم به جان می خرم. خیلی خیلی هم تبریک می گم به خاطر انتشار کتاب.