طرح یک سوال : نوشته علی میر عمادی : آپادانا مهر - بهمن 1390

طرح یک سوال 

چند سال پیش، یکسال، کمتر یا بیشتر، یک بانوی ایرانی، پس از فتح بسیاری از قله های بلند کشورمان ، در آخرین تلاش برای قلۀ مرتفع تری ناکام ماند و به دره ای در غلتید و جان به جان آفرین تسلیم داشت. هدف او هر چه بود مورد بحث نیست. شاید به خاطر ارضاء یک حس درونی، یا اعتراض به یک معضل اجتماعی، یا کسب شهرت، یا نشان دادن برتری زنان بر بسیاری از مردان خودخواه که ، به غلط، همواره خودرا برتر دانسته اند. یکی دو روزی این خبر در رسانه ها، به ویژه در کانال های تلویزیونی لس آنجلسی ، آن هم در حد یک خبر رسانه ای مطرح شد. چند نفری هم نظر دادند و بعد بحثی پیرامون آن به میان نیامد مگر در برخی محافل خصوصی.

اخیراً یک بانوی ایرانی دیگر، به هر دلیل، در مقابل دوربین به صورت عریان ظاهر شد. فتو شاپ بود یا نبود، من نمی دانم. مهم هم نیست. شهرت ایشان، پیشاپیش به عنوان یک هنرپیشۀ برتر آشکار بود خصوصاً اینکه ایشان به هالیوود هم راه یافته بود و ، به چشم پدرانه، از زیبایی بسیاری نیز برخوردار بود و محبوب اکثر جوانان و برخی از "کهن مانندگان" نیز. این خبر به صورت برق آسا و همچون یک انفجار در همه جا پخش شد. کانال های تلویزیونی لس آنجلسی، بیش از هر رسانه ای، در این تب و تاب از خود عطش نشان دادند، سعی کردند بر دیگران پیشی بگیرند تا هرکدام نخستین انتشار آنرا برای خود یک پیروزی رسانه ای به حساب آورند و به ثبت برسانند. این هیجان در فیس بوک و رسانه های اینترنتی با شدّت و حدّت بیشتری دنبال شد و موج آن همچنان فراگیر است. برخی از پی نوشت ها تا بدانجا پیش رفتند که آفرینش قرةالعین دیگری، فروغ دیگری، قمر دیگری و .... را نوید دادند. واژه های "صف شکن"، "مبارز سیاسی"، "خط شکن"، "تابو شکن" و بسیاری از "...شکن" های دیگر را به ایشان متصف دانستند. سیل به به ها سرازیر شد هر چند گاه  تنی چند به نقد آن پرداختند. این کمترین نه نقدی بر آن نوشتم و یا گفتم و نه به  به به گفتن پرداختم چون نه اطلاعاتی از کم و کیف ماجرا دارم و نه قلمی که به به گوید و یا نقدی بنگارد. انگیزه هرچه بوده ، من نه می دانم و نه سرم می شود که بدانم. قطعاً شهرت که نبود چون ایشان از آن به کمال برخوردار بودند. به رخ کشیدن زیبایی هم نبود چون بدون این عمل زیبایی ایشان دو صد چندان بود و هست.

اما ورای هر نوع انگیزه ای که این دو بانوی ایرانی داشته اند، یک سئوال برای من مطرح است. کدامیک از آنها بهتر توانسته اند نقش زنان را در احقاق حقوق خود و نشان دادن توانایی هایی که متاًسفانه به دست ما مرد ها در طول تاریخ نادیده گرفته و به فراموشی سپرده شده ایفا کنند؟ نفی یا اثبات یک یا هردو در نظر نیست. آنچه می خواهم بدانم این است که کدام در انجام رسالتی که بر عهده داشته اند موفق تر بوده اند؟

                                                                       

                                                             علی میرعمادی

                                                           30 دیماه 1390

/ 1 نظر / 13 بازدید
هادی سجادیان

با سلام به نظر من این قیاس در دسته قیاس هاس مع الفارق قرار دارد. چراکه در مورد اول - فاتح قله های ذکر شده - شاهد حرکتی به سمت یک آرمان هستیم و بدون در نظر گرفتن پارامترهای مکان، زمان و فرهنگ می توان این حرکت را ستود و از پایان تلخ این بانو ابراز تأسف کرد. سقوطی که البته کاملا غیر ارادی و ناخودآگاه اتفاق می افتد. این بدین معناست که هر زنی از هر جامعه ای و در هر زمانی دست به چنین کاری بزند نه جامعه زنان که تمامی جوامع او را محترم خواهد شمرد. در این سو اما با ستاره ای طرف هستیم که روزی قوانین اجتماعی جامعه اش را همچون میله های قفس در برابر خود دید درتصمیمی خود را به سوی دیاری آزاد رساند. اما به نظر من (این فقط نظر شخصی حقیر می باشد) او خیلی زودتر ازآنچه که تصور می شد فرهنگش را فراموش کرد شرم و حیا را فروخت و خود را برابر دوربینهایی که همیشه تشنگی سیری ناپذیری دارند برای ضبط برهنگی و هرگونه ناهنجاری قرارداد. امروز ستاره ما سقوط کرده اما نه ناخواسته و بی اراده، که این سقوط را شاید پروازی پنداشته که البته در جامعه قبلی او پسندیده نیست. در اینکه چقدر خود ستاره و چقدر تصمیم سازان و مجریان دستگاه حاکمیت در انزوای س